تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٣١ - اصل تلازم اتحادها و اختلافها
اصل تلازم اتحادها و اختلافها يك اصل ديگر در علوم انسانى بايستى مورد توجه قرار بگيرد . و آن اصلى است دو جانبه كه مى گويد :
الف - هيچ قضيهاى مورد اتحاد نظر نيست ، مگر اين كه در ريشه ها و پيرامون آن ، اختلافها و مسائل نظرى وجود دارد .
ب - هيچ قضيهء مورد نظر و اختلاف وجود ندارد ، مگر اين كه در ريشه ها يا پيرامون آن قضايايى وجود دارد كه مورد قبول و اتحاد نظر مى باشد .
مثال اولى - اين قضيه مورد وحدت نظر است كه :
زندگانى داراى دو پديدهء لذت و الم است ، اگر سفسطه بازىها را كنار بگذاريم ، هيچ كس منكر اين اصل نيست ، زيرا مطلب محسوسى است . ولى هنگامى كه بخواهيم . لذت و الم را تفسير نماييم ، مشكلاتى در تعريف آن دو ، و در اشكال تزاحم هر يك از آنها با مصاديق خود ، و تصادم آنها با يكديگر و چگونگى تأثيرات آنها در روان انسانى و مراتب آنها وجود دارد ، كه موجب بروز اختلافات گوناگونى مى گردد ، و اگر كسى اين اصل را درك نكند ، نمى تواند مفهومى براى شناسايىهاى علوم انسانى و ايدئولوژىها تصور نمايد .
مثال دومى - اين قضيه مورد اختلاف است كه آيا فرد انسانى در اجتماع بايستى داراى آزادى فردى بوده باشد ، يا اين كه فرد به طور كلى مانند پيچ و مهرهء اجتماع است كه به طور قطع آزادى فردى را منفى مى سازد ؟ ولى همين قضيهء مورد اختلاف در ريشه هاى خود مسائل مورد اتفاق نظرى دارد ، از قبيل :
« بشر مجبور به زندگانى اجتماعى است » .
بشر از نظر فردى به طور طبيعى آزادى را دوست دارد . . . . افراد معمولى انسانها همواره مى خواهند در زندگى با قضاياى بديهى و مورد