تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٢ - رابطهء خدا با ساير موجودات
در كلام خود متكلم تجلى مى كند ، و يا همچو فردى كه برابر چندين آينه قرار دارد ، و عكس او در تعداد بىشمارى از آينه هاى مختلف منعكس مى شود .
صورتهايى كه از فرد در آبگينه ها نقش مى بندد ، صورت اصلى فرد را به نوعى از بزرگى و كوچكى و صفا و كدورت ظاهر مى سازد ، پس آن چه از گوينده در سخن و از فرد در آينه هويدا است ، جلوه يا مظهر اوست نه خود او ، اين نه حلول در آينه است ( روح خدا در بنده حلول نمى كند ) و نه اتحاد با آينه ، ( خداوند و بنده يكى نيستند ، و عالم خاك را با عالم پاك چكار ) بديهى است كه اگر شخص ثالثى به اين مظاهر و مرائى نظر كند ، هم صورت فرد را كه نشسته در آينه ها منعكس مى شود مى بيند ، و هم جسم و شكل و چگونگى درخشش و تعداد آينه ها را . [١] اين نظريه اگر چه از بعضى از اشكالات خود را رها كرده است ، ولى باز اين مسئله بدون حل و فصل در اين نظريه باقى مى ماند كه چون اين موجودات به منزلهء آينه نشان ده صفات و مظاهر خداوندى است ، نه ذات او . بنا بر اين موجودات مى توانند فقط جنبهء نشان دهى داشته باشند ، به عبارت ديگر اين نظريه فقط مى تواند اثبات كند كه انسان بيدار مى تواند خدا را در موجودات مشاهده نمايد ، اما رابطهء خداوند با اين موجودات چيست ؟ آيا رابطهء علت و معلول است ، يا خالق و مخلوق ؟ اين نظريه پاسخ سؤال فوق را نمى دهد .
اين بود اقسام معروف وحدت وجود و موجود ، كه به استثناى نظريهء اخير همهء آنها يا به طور مستقيم و يا به طور غير مستقيم به وحدت موجود منجر مى گردد .
رابطهء خدا با ساير موجودات مسئلهء رابطه خدا با ساير موجودات ( رابطهء حادث با قديم ) ( رابطهء واجب و ممكن ) ، از ديرگاه توجه اغلب متفكرين جوامع انسانى را به خود جلب كرده است . و از آن جهت كه حواس و مغز انسانى داراى قيود و شرايط مشخص بوده و وسايل فعاليت و مقولات علمى و فلسفى خود را از جهان طبيعت كسب مى كند ، نمى تواند در اين مسئله
[١] مجلهء روان پزشكى شماره پنجم سال چهارم دى ماه ١٣٤٧ . .