تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٣ - آيا تفاعل و تكاپوى ضدين است يا اتحاد ضدين ؟
بلكه اين جاى تعجب است كه اضداد مانند گرگ و ميش چگونه به همديگر دل بستهاند .
آرى « زندگانى آشتى ضدهاست » و همين كه اين اضداد نتوانند هماهنگى نموده و به تفاعل خود ادامه بدهند ، مرگ و نابودى فرا مى رسد عمر جهان طبيعت مولود همين آشتى اضداد است .
اما ابديت جايگاه تضاد نيست ، زيرا موجودات در آن جا قيافهء ديگرى به خود مى گيرند .
چون زندگانى اتحاد اضداد است ، مرگ رهايى از اين معركه و رهسپار شدن به سوى اصل است كه جهان وحدت مى باشد ، آن صلح كه از آشتى موقت به دست آمده است ، عاقبت جنگى را در دنبال خواهد داشت حكمت خداوندى اقتضا كرده است كه اين اضداد چند روزى در اين جهان با يكديگر تفاعل و اتحاد داشته باشند ، و سپس از يكديگر متلاشى گردند .
بالاخره در نهايت جريان طبيعى هر يك از اضداد به اصل خود باز مى گردند ، و با هم جنس خود در انبار پشت پرده متحد مى شوند . اين لطف خداوند است كه اين رنگهاى گوناگون را و اين موجودات را با يكديگر الفتى داده ، حالت جنگ را از آنها گرفته است .
آرى اين اضداد به منزلهء شير و گورخر مى باشند ، كه آنها را با يكديگر الفت داده است . از آن جهت كه جهان طبيعت زندان و رنجورى است بدين جهت اين جهان بايستى رو به فنا برود .