تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٧ - نمودهاى رو بناى جهان هستى از قوانين زير بناى آن است
هميشگى آن نبوده باشد ، بسيار بعيد به نظر مى رسد كه در صورتى كه آن سنت مورد عمل ابدى قرار بگيرد ، كيفر يا وزر ابدى براى او شايسته بوده باشد .
پس اثر هر سنتى كه در جوامع بشرى ايجاد مى گردد به ايجاد كنندهء آن سنت نيز منعكس خواهد گشت . اين مطلب يك تأييد علمى روشن دارد ، چنان كه در گذشته گفتيم : پيوستگى حقايق و نمودهاى دو قلمرو انسان و جهان چنين اقتضا مى كند كه هر حادثهاى كه در اين جهان روى دهد ، تأثير آن در تمام قلمروهاى جزئى و كلى منعكس مى گردد ، و گفتيم كه اين بيت جلال الدين
اين جهان كوه است و فعل ما ندا سوى ما آيد نداها را صدا
يك مطلب علمى خالص است
((٧٥٤)) اخترانند از وراى اختران كاحتراق و نحس نبود اندر آن
نمودهاى رو بناى جهان هستى از قوانين زير بناى آن است يك مسئلهء بسيار مهم ديگرى است كه جلال الدين آن را بارها در مثنوى تكرار مى كند و سابقاً هم به طور مختصر به آن اشاره نموديم ، آن مسئله :
زير بناى عالم هستى و روبناى آن است .
خواص و لوازم و آثار طبيعى كه در روبناى جهان هستى مشاهده مى شود . از قبيل حركت و سكون و زوال و كون و فساد و نحس بودن و مبارك بودن و . . . غير ذلك در زير بناى جهان هستى حكمفرما نمى باشد مى گويد :
اخترانند از وراى اختران كاحتراق و نحس نبود اندر آن
در ابيات بعد از اين هم چنين مى گويد :
سنگ بر آهن زنى آتش جهد هم به امر حق قدم بيرون نهد آهن و سنگ ستم بر هم مزن كاين دو مى زايند همچون مرد و زن