تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٨ - احتياج انسان به رهبر طبيعى است
روان دگرگون مى گردد .
٤ - مى گويد : اگر چه روان انسانى ريشهء حسد را كه از « خود دوستى » افراطى بر مى خيزد ، در نهاد خود دارد ، يعنى اين خود دوستى كه يك پديدهء طبيعى در انسانها است مى تواند روح انسانى را آمادهء حسد ورزى نمايد ، ولى كسى كه تحمل زحمت و مشقت رياضات نفسانيه را بر خود هموار كند ، خداوند او را از حسد و ساير صفات پليد پاك خواهد كرد
((٤٣٦)) خاك شو مردان حق را زير پا خاك بر سر كن حسد را همچو ما
احتياج انسان به رهبر طبيعى است اصل پيروى كه در مباحث پيشين بيان نموديم يك اصل قاطعانهاى است ، زيرا كمالات و ترقيات انسانى تدريجى الحصول بوده و هر كس قدرت رسيدن به هر گونه كمالات را ندارد ، و همواره گروه معدودى بودهاند كه توانستهاند شخصيت خود را به ثمر رسانيده در گذرگاه بىنهايت هستى طبيعت روح ربانى را به حد نصاب خود برسانند ، لذا در هر رشته و هر قلمروى مسئلهء پيروى به عنوان يك اصل مسلم است ، تعليم و تربيت كه در دفتر دوم بررسى خواهد شد ، از همين اصل ناشى مى گردد .
آن چه در اين مسائل عرفانى مطرح است ، بالاتر از اين پيروى معمولى و عقلانى است كه تمام ملل و اقوام در تمدنها از آن بهره بردارى كردهاند .
در اين تبعيت و ارادت و به اصطلاح سر سپردن گرايشى بالاتر از آن كه يك فرد مى خواهد به حقايق مجهول خود برسد وجود دارد ، مريد يا سيركننده يا مسافر ديار حق ( يا هر اصطلاح ديگر ) بايستى تدريجا موجوديت خود را در رهبر فانى نموده ، از اين راه به سر منزل ربوبى گام بر دارد ، مراحل ابتدايى اين سر سپردگى از محبت و علاقه سرچشمه گرفته تدريجا به مراحل خود باختگى و عشق واقعى مى رسد . در اين كه چنين پديده اى