تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦٠ - تفسير ابيات
تفسير ابيات ١ - جلال الدين حس ظاهرى را به نردبان تشبيه مى كند كه براى صعود به حقايق و نمودهاى اين جهان شايستگى دارد . حس درونى خدا دادى مانند وجدان و عقل سليم يا فطرت پاك را به نردبان ترقى به جهان ما وراى طبيعى تشبيه مى كند .
٢ - تربيتى كه مربى سير و سلوك الى الله انجام مى دهد و انسان را به مقام شامخ انسانيت مى رساند ، همانند ويران ساختن جسم و جسمانيات مى باشد كه عالىترين آبادى را به دنبال خود دارد ، يعنى رسيدن به عظمت انسانى و مقام عرفان واقعى محتاج به تخريب و متلاشى ساختن ساختمانهايى است كه هوى و هوس و شهوت پرستى در درون انسان بنا نهاده است .
٣ - پس از آن كه اعراض از نفسانيات و رو گرداندن از هوا و هوسها را كه تخريب ناميد ، مى گويد : اين تخريب شبيه به آن ويران ساختن عمارت است كه براى به دست آوردن گنج انجام مى گيرد .
اين خرابى عالىترين آبادى را در دنبال دارد . آن آبادى كه خود ناشى از همين خرابى است ، چنان كه عمارتى كه خراب مى شود و گنج از آن به دست مى آيد ، خود همان گنج در آبادى آن عمارت به كار مى رود .
٤ - بريدن انسان را از هوى و هوس و عوارض مادى تشبيه به جلوگيرى از جريان آب جوى براى پاك كردن جوى مى نمايد ، چنان كه اين جلوگيرى آب از جوى براى آباد ساختن و هموار نمودن جويبار براى جريان آب است ، همچنين بريدن علايق مادى از جويبار بدن .
٥ - مى گويد : هنگامى كه پيكانى در پوست يا بدن انسانى فرو رفت ، بايستى پوست را شكافت ، و آن تير را بيرون آورد ، همچنان اگر