تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٧٠ - اين جبرى كه تو با استدلال به آن چسبيدهاى حقيقتى ندارد
بدهى و ضررى را بر خويش يا بر ديگرى وارد بسازى ، بدون ترديد پشيمان خواهى گشت .
مرتعش را كى پشيمان ديدهاى ؟
بر چنين جبرى تو بر چسبيده اى
اين جبرى كه تو با استدلال به آن چسبيدهاى حقيقتى ندارد گفتيم كه جبر و اختيار در دو نوع مى تواند مورد بررسى قرار بگيرد :
نوع اول - از نظر علمى خالص كه تابع قوانين علمى مى باشد ، مانند علت و معلول و تلازم و مقتضى و مانع و غير ذلك ، جلال الدين اين گونه بررسى را بحث عاميانه معرفى مى كند زيرا عقل در اينجا دخالت ناروا مى كند .
نوع دوم - بررسى ما وراى طبيعى مسئله است ، در اين بررسى مسئلهء « معيت و قيوميت » خداوندى مطرح مى گردد ، و چنان كه گفته است : اين جبر نيست اين توجه به جبارى خداوند است .
و ما در مباحث گذشته بيان نمودهايم كه جلال الدين آن گاه كه حالت توجه و گرايش در خود مى بيند و معرفت الهى به او دست مى دهد هنگامى كه از آن بارگاه بالا انسانها را مشاهده مى كند ، مى بيند : اين موجودات كه شايستگى موجوديت در مقابل خدا را ندارند ، چگونه مى توانند در مقابل او اختيارى داشته باشند ؟ و هنگامى كه بانسانها و زندگانى فردى و اجتماعى آنان مى نگرد و مى بيند : پيامبرانى براى اين انسانها ارسال شده و كتابهايى بر آنها نازل گشته ، مسئوليتى در كار است ، و شخصيتها با همديگر متفاوت مى باشند ، اين تفاوت در رشد و پستى است و هيچ گونه رشد شخصيت و تكامل آن بدون اختيار قابل تصور نيست ، و چنان كه در ابيات گذشته متذكر گشت ، پاداش و كيفر وجود دارد . اين تصورات كه به او دست مى دهد ، وجود اختيار را مى بيند .