تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٨ - عقايد گوناگونى كه وزير به بزرگان نصارى تعليم كرد و در ميان آنها اختلاف انداخت
است و به طور عموم هر چه كه به عنوان يك موضوع باعث توجه نظر بوده باشد ، بت پرستى خواهد بود .
٨ - نظر در حقايق را از دست مى دهيد ، زيرا اين نظر مانند شمع جمع است ، يعنى به منزلهء شمعى است كه باعث تمركز قواى درونى شما شده وحدت تمام فعاليتهاى درونى شما را تضمين مى نمايد . دستبردارى از نظر ، در حقيقت خاموش كردن آن شمع وصال است در آن هنگام كه احتياج شديدى به آن داريم .
٩ - بايستى هر موضوعى را كه باعث توجه و گرايش مطلق به او مى شود از بين برد ، و همين يكى را از دست بده ، صد هزار عوض خواهى گرفت ، اگر توانستى شمعى را كه تمام شخصيت تو را خريده بود كنار بگذارى ، آن گاه است كه شمع جان تو بر افروخته مى شود ، ليلاى جانت كه معشوقهء آن شمع بود به يك باره مجنون عالىترين معشوق خواهد گشت .
١٠ - خدا آن چه را كه براى تو پيش آورده است و آن چيز تو را جلب كرده بپذير ، و خود را در شكنجه و مشقت مى انداز .
١١ - آن چه كه براى خود خوشايند مى بينى و طبع تو آن را مى پذيرد رها كن ، هر يك از طريق گوناگون رسوم و سنن براى ملتى آسان جلوه نموده آن ملت مانند جان آن را پذيرفته است . و اين پذيرش اين اندازه كينه توزىها به بار آورده است ، اگر بنا بود كه خداوند راه واقعيت را براى همه آسان و ساده نمودار مى ساخت ، جهود و گبر و ساير ملل باطله نيز از آن راه سادهء واقعيت آگاهى داشتند .
١٢ - چيزى كه براى انسان امكان پذير و قابل دل سپردن است آن است : كه حيات دل و غذاى جان باشد ، هر چه كه روح تو را به ذوق آورد نبايد از دست بدهى ، زيرا پس از گذشتن بر نمى گردد ، تا براى تو ثمرى داشته باشد .
١٣ - شخصيت انسانى احتياج به رهبر دارد ، انديشه در عاقبت و نتايج كارها نمى تواند باعث پيش رفت شخصيت بوده باشد ، ملتها و اقوام گوناگون دنيا براى خود