تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٩ - چه عينكى براى مشاهدهء طبيعت و ما وراى طبيعت
به اين جهان ، بلكه به هر دو جهان بنگرد ، عاشق و شيداى اين دو جهان بنگرد ، عاشق و شيداى اين دو جهان خواهد بود .
ممكن است كسى بگويد : بنا بر اين اصل كه جلال الدين مى گويد ، ما نمى توانيم با واقعيتى كه با تماشا در آن ، درك و كشفش خواهيم كرد ، روبرو گرديم ، بلكه اين بازيگرى ماست كه دو جهان را چنين و چنان خواهد كرد .
پاسخ اين اعتراض اين است : كه درست است كه بازيگرى در حقايق غير از تماشاگرى در آنها است ، و بازيگرى نمى تواند واقعيت و حقيقت را براى ما اثبات كند ، بلكه اين ماييم كه واقعيت را مطابق خواسته و درك خود مى سازيم ، و از آن لذت مى بريم ولى در مورد جهان هستى قضيه از اين قرار نيست ، زيرا هيچ مرد عاقل و متفكرى نمى تواند در اين ترديد كند كه جهان هستى با نظر به نظم و ترتيب و زيبايى و عظمت خيره كنندهاى كه دارد ، مى تواند به حد كافى روح انسان آگاه را به خود متوجه ساخته عشق و نشاطى در وى به وجود آورد .
برويد سراغ طبيعى دانان از نظم و ترتيب و هماهنگى با شما صحبت خواهند كرد .
برويد نزد اساتيد زيبا شناسى در بارهء زيبايىهاى طبيعت با شما گفتگو خواهند كرد .
برويد پيش فلاسفه ، عظمت و جلال بىپايانى را در درك جهان هستى به شما اطلاع خواهند داد .
امثال اينشتين ، ماكس ، پلانك و وايتهدها كه در بارهء عظمت خيره كنندهء جهان و زيبايى لذت بخش آن با شما صحبت مى كنند ، از نظر بازيگرى نيست ، بلكه مشاهدات خود را در طبق اخلاص به شما تقديم مى كنند .
بلى مهمترين مسئلهاى كه وجود دارد ، اين است كه هنگامى كه روح انسانى اين زيبايى و جلال و عظمت را درك كرد ، از آن جا كه خود در طبيعت اصلىاش سازندگى ما وراى طبيعى دارد ، تا آن جا كه آرتورشو پنهاور مى گويد : « انسان حيوانى است متافيزيكى » عظمت و جلال و زيبايى را آن چنان عالى نشان مى دهد كه براى افراد بىطرف