تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٩ - مباحثى در جبر و اختيار
نمودهاى آن داناست ؟ مگر مى تواند در حيطهء خدايى او كوچكترين رويدادى بدون اراده او ايجاد شود ؟ تقريباً مى توان گفت جلال الدين در اين حال جبرى است .
اما آن گاه كه از جهان بالا فرود مى آيد ، انسانها را مى بيند ، شخصيت را ملاحظه مى كند ، مسئوليتها را احساس مى كند ، ارسال پيامبران و انزال كتب را مشاهده مى كند پشيمانى از كردارها و خجلت و شرم و حيا را مى بيند مى گويد : انسان اختيار دارد .
و گاهى هم در ميان دو قلمرو جهان طبيعى و ما وراى طبيعى مى ايستد ، گاهى به پايين و گاهى به بالا مى نگرد در نتيجه نمى تواند به مقتضاى هر يك از آن دو قلمرو مطلب قاطعانهاى را بيان كند مى گويد :
« اين نه جبر اين معنى جبارى است » .
و چنان كه پس از اين بيان خواهيم كرد اين مطلب تا حدودى از حدت جبر مى كاهد ، ولى اختيار كامل را هم اثبات نمى كند .
بايستى در نظر گرفت كه اين مسئله ( جبر و اختيار ) مشكلترين مسئلهء روانى و فلسفى و الهى مى باشد كه در معلومات بشرى سراغ داريم در اين باره كتابها نوشته شده مطالب فراوان در دسترس انسانها قرار گرفته است . ما در اين مسئله كتابى به نام « جبر و اختيار » تأليف كرده مكتبهاى مربوط را مورد بررسى قرار دادهايم ، آن چه كه در اين كتاب مورد بحث ما قرار مى گيرد ، تعريف اختيار و ملاحظه جبر و اختيار به طور مختصر است .
چند مطلب را متذكر مى شويم :
١ - اولًا به هيچ وجه كسى نمى تواند ادعا كند كه تمام كارهاى انسانى با اختيار صادر مى شود ، بلكه چنان كه در كتاب « جبر و اختيار » متذكر شدهايم ، حتى نمى توان ادعا كرد كه كارى را كه شروع مى كنيم از آغاز آن تا پايانش به يك سنخ بوده دگرگونى و اختلاط در كار از نظر تنوع اراده و اضطرار و اكراه و اجبار و انفعال روى نمى دهد .