تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٦٣ - اگر رابطهء خدا با موجودات مانند رابطهء روح با بدن است آيا مانند روح و بدن انسانى از يكديگر تأثير متقابل دارند ؟
((١٧٧٢)) اصل غيرتها بدانيد از اله آن خلقان فرع حق بىاشتباه
اگر رابطهء خدا با موجودات مانند رابطهء روح با بدن است آيا مانند روح و بدن انسانى از يكديگر تأثير متقابل دارند ؟
جلال الدين در چند بيت اولى مى گويد : چون رابطهء خداوند با جهان ، رابطهء روح با كالبد است ، و چنان كه هر كالبد آثار روح را در خود منعكس مى سازد ، پس هر چه كه در كالبد جهان منعكس مى گردد ، كشف مى كند كه در خود خداوند آن حقيقت موجود است . بنا بر اين ما كه مى بينيم مردان با ايمان و خردمند غيور هستند ، حتى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله از پديدهء غيرت در حد اعلا برخوردار است ، ناچار اين غيرت از خداوند در ما انسانها بروز نموده است .
اگر چه اين رابطه را ميان جهان و خدا گروهى فراوان از فلاسفه و عرفاى شرقى و غربى اعتقاد كردهاند ، ولى اعتقاد به اين رابطه دلالت نمى كند بر اين كه هر چه كه در انسانها بروز نمايد ، از خدا سرچشمه مى گيرد ، زيرا در خود روح هم كه ملاحظه مى كنيم ، مى بينيم : هزاران نمودها در روح وجود دارد كه كالبد ما نمى توانند آنها را منعكس نمايد ، تمام نمودهاى روانى از همين قبيل است كه كوچكترين نمود واقعى در بدن انسانى ندارند ، من كه مشغول تفكرم كليات و جزييات را با همديگر هماهنگ نموده و نتايجى را مى خواهم استنباط نمايم ، نقشهاى كه در كالبد جسمانى ايجاد مى كند مخصوصاً آن گاه كه تفكرات من از كليات تركيب يافته باشد ، البته نمى توان منكر شد كه فعاليتهاى روانى گاهى نمودى در ظاهر كالبد ايجاد مى كنند ولى آن نمودها هيچ گونه سنخيتى با اصل فعاليت روانى ندارد ، مثلًا در موقع احساس خجلت رنگ صورت سرخ