تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٣ - آيه
براى آن روح نزول و صعودى وجود ندارد ، زيرا شعاعى از خورشيد انوار الهى است ، آن روح فقط براى بالا بردن اين روح طبيعى است كه از جهان ماده شروع مى گردد . مخصوصا بنا به مكتب مشائين كه ابن سينا خود از اعضاى اين مكتب است ، اينان عقيده دارند كه روح « جسمانيه الحدوث و روحانيه البقا » است يعنى روح انسانى از همين جهان ماده شروع مى گردد ، و تدريجا رو به تكامل رفته حالت تجرد از ماده به خود گرفته و شايستهء ابديت مى گردد . و به همين جهت است كه در صحت انتساب قصيدهء « هبوطيه » يا « عينيه » به ابن سينا بعضىها ترديد كردهاند .
به هر حال ، خواه بگوييم هر انسانى دو روى دارد ، يا بگوييم يك روى دارد كه داراى دو چهره است : يكى - مربوط به ما وراى طبيعت و جايگاه اصلى خود ، و ديگرى ناشى از همين موجودات مادى به عنوان عالىترين محصول ماده ، كه با تحت تاثير قرار گرفتن از آن روى الهى شروع به تكامل مى نمايد ، تا جايى كه ممكن است با همان روى ( شعاع ) الهى اتحاد پيدا كند .
بنا به تعريف ذيل كه براى هدف زندگانى حقيقى در اين دنيا مى گوييم ، تقريباً خالى از اعتراضات مزبوره خواهد بود .
« آرمانهاى زندگانى گذران را از چشمه سار حيات تكاملى آبيارى كردن و شكوفان ساختن انسان و جهان را در خود دريافتن ، و شخصيت انسانى را در حركت به سوى ابديت به ثمر رسانيدن » و معلوم است كه روح طبيعى انسانى بدون تكاپو به وسيلهء وجدان و عقل و پيامبران الهى هرگز به ثمر نخواهد رسيد .
در نتيجه آرزويى كه جلال الدين رومى در بارهء روح انسانى مى كند كه اى كاش مانند اصحاب كهف در حال رؤياى شيرين ما وراى طبيعى خود مى ماند ، آرزوى غير عملى است . و بايستى بگوييم : اين آرزو از شدت عشق جلال الدين به ما وراى طبيعى و سوزش زياد او به گسترش تجريدى روح است كه در اين جهان مادى امكان پذير نيست اين گونه آرزو مانند اين است كه انسان به جهت محبت ملاقات خداوندى آرزوى مرگ