تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
(١)
چرا انسان به نى تشبيه شده است ؟
٥ ص
(٢)
مقصود از مرد و زن چيست ؟
٦ ص
(٣)
نمونه هاى روانى قابل مشاهده نيست
٧ ص
(٤)
هر چيز به اصل خود باز مى گردد
٨ ص
(٥)
يقين و ظن و شك
٩ ص
(٦)
تفسير ابيات
١١ ص
(٧)
روح انسانى شناخته نخواهد شد
١٢ ص
(٨)
تفسير ابيات
١٣ ص
(٩)
بانگ نى انسان از دميدن باد نيست
١٦ ص
(١٠)
تفسير ابيات
١٧ ص
(١١)
تفسير ابيات
١٨ ص
(١٢)
سطح طبيعى و سطح ما وراى طبيعى روح
٢٠ ص
(١٣)
نالهء « نى » را همگان مى توانند بشنوند
٢٣ ص
(١٤)
تفسير ابيات
٢٤ ص
(١٥)
اگر زندگانى در اندوه ، و سوز انسانى در راه وصال مى گذرد ، باكى نيست
٢٥ ص
(١٦)
بياييد آهنگ ناى جبران خليل جبران را هم بشنويم
٢٩ ص
(١٧)
چون تو مى جوشى باده نيز مى جوشد
٣٩ ص
(١٨)
آيه
٤٥ ص
(١٩)
تفسير ابيات
٤٦ ص
(٢٠)
پديدهء عشق
٤٧ ص
(٢١)
مسئلهء يكم عشق يك پديدهء روانى است
٤٨ ص
(٢٢)
مسئله دوم عشق مانند ساير نمودهاى روانى قابل مشاهده نيست
٤٩ ص
(٢٣)
مسئله سوم خصوصيتى كه عشق در ميان ساير پديده هاى روانى دارد
٥٠ ص
(٢٤)
مسئلهء چهارم عشق همهء تناقضات را حل مى كند يا در خود هضم مى نمايد
٥٢ ص
(٢٥)
مسئلهء پنجم عشق و زيبايىهاى جهان
٥٥ ص
(٢٦)
مسئلهء هشتم عشق يك موجود محدود را تا بىنهايت بزرگ مى كند
٦٠ ص
(٢٧)
مسئله نهم عشق و مسائل اجتماعى
٦٣ ص
(٢٨)
اگر استعداد پذيرش وجود داشته باشد حقايق گفتنى زياد است
٦٤ ص
(٢٩)
آيينه بايستى نشان بدهد
٦٩ ص
(٣٠)
حكايت عاشق شدن پادشاه بر كنيزك و خريدن آن كنيزك را و بيمار شدن كنيزك و درازى بيمارى
٧٢ ص
(٣١)
آيه
٧٣ ص
(٣٢)
تعليق به مشيت خدا يعنى چه ؟
٧٤ ص
(٣٣)
محال است آن كه هم دندان و هم نعمت شود پيدا
٧٥ ص
(٣٤)
جايى كه جان عاشق و معشوق در دست ديگرى قرار مى گيرد
٧٦ ص
(٣٥)
جهان هستى با تمام اجزاء و روابطش دائماً در حال ريزش و تجدد و دگرگونى است
٧٧ ص
(٣٦)
چگونه محاسبه ها غلط از آب در مى آيد
٧٩ ص
(٣٧)
ظاهر شدن عجز طبيبان از معالجهء كنيزك بر پادشاه و رو آوردن به درگاه پادشاه حقيقى
٨١ ص
(٣٨)
حالت انقطاع روانى ما را به طور مستقيم به خدا متوجه مى سازد
٨٢ ص
(٣٩)
حكمت نيايش با زبان
٨٣ ص
(٤٠)
جان انسان خروشان مى شود ، درياى كرم الهى را به تلاطم مى اندازد
٨٥ ص
(٤١)
بحثى در خيال
٨٦ ص
(٤٢)
تفسير ابيات
٨٨ ص
(٤٣)
درخواستن توفيق رعايت ادب و وخامت بىادبى
٩٣ ص
(٤٤)
آيه
٩٤ ص
(٤٥)
روايت
٩٥ ص
(٤٦)
يك اصل كلى در بارهء اين گونه روايات
٩٦ ص
(٤٧)
ادب از الطاف خداوندى است
٩٧ ص
(٤٨)
در زندگانى گستاخ مباش
٩٩ ص
(٤٩)
حل بعضى از مشكلات در موقع انفجار روانى
١٠٢ ص
(٥٠)
بردن پادشاه طبيب غيبى را بر سر آن بيمار رنجور
١٠٣ ص
(٥١)
باز هم مطالبى در بارهء عشق
١٠٧ ص
(٥٢)
عشق از تعريف بىنياز است
١٠٩ ص
(٥٣)
تفسير ابيات
١١١ ص
(٥٤)
خلوت طلبيدن طبيب از پادشاه جهت دريافتن مرض كنيزك
١١٦ ص
(٥٥)
روايت
١١٨ ص
(٥٦)
عقده هاى روانى
١٢٠ ص
(٥٧)
دريافتن آن طبيب الهى رنج كنيزك را و به شاه وانمودن
١٢٢ ص
(٥٨)
فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند در طلب آن مرد زرگر
١٢٤ ص
(٥٩)
عشق مجازى ننگ است
١٢٦ ص
(٦٠)
عمل و عكس العمل
١٢٧ ص
(٦١)
يك بحث اخلاقى - الهى
١٣٠ ص
(٦٢)
تفسير ابيات
١٣١ ص
(٦٣)
در بيان آن كه كشتن مرد زرگر به اشارهء الهى بود نه به خيال باطل
١٣٢ ص
(٦٤)
آيه
١٣٤ ص
(٦٥)
روايت
١٣٦ ص
(٦٦)
تفسير ابيات
١٤٠ ص
(٦٧)
حكايت مرد بقال روغن ريختن طوطى در دكان
١٤٤ ص
(٦٨)
قياس و تنقيح مناط قطعى
١٤٨ ص
(٦٩)
11 - تشابه كارهاى تقليدى و تحقيقى
١٥٣ ص
(٧٠)
دو رويى و دو شخصيتى از دردهاى خانمان سوز بشرى است
١٥٤ ص
(٧١)
ام الكتاب چيست ؟
١٥٥ ص
(٧٢)
يك محك براى تفكيك يقين از شك لازم است
١٥٦ ص
(٧٣)
بحثى در كيفيت
١٥٨ ص
(٧٤)
تفسير ابيات
١٦٠ ص
(٧٥)
هدف داستان
١٦٨ ص
(٧٦)
داستان پادشاه جهودان كه نصرانيان را مى كشت از بهر تعصب ملت خود و حكايت آن استاد و شاگرد
١٦٩ ص
(٧٧)
تفسير ابيات
١٧٠ ص
(٧٨)
تلبيس انديشيدن وزير با نصارى و مكر او
١٧٣ ص
(٧٩)
انسان هشيار مى تواند از لحن كلام هدف گوينده را تشخيص بدهد
١٧٥ ص
(٨٠)
تقليد
١٧٨ ص
(٨١)
تشبيهات
١٧٩ ص
(٨٢)
روح تعريف نشده است
١٨٣ ص
(٨٣)
كالبد جسمانى قفسى براى روح است
١٨٤ ص
(٨٤)
تمثيل مرد عارف و تفسير « الله يَتَوَفَّى اَلأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها » 39 42
١٨٦ ص
(٨٥)
آيه
١٨٧ ص
(٨٦)
تفسير ابيات
١٩٤ ص
(٨٧)
سؤال كردن خليفه از ليلى و جواب دادن ليلى او را
١٩٧ ص
(٨٨)
چه عينكى براى مشاهدهء طبيعت و ما وراى طبيعت
١٩٨ ص
(٨٩)
جوهر زندگانى ما را رؤياها مستهلك مى سازند
٢٠٢ ص
(٩٠)
در تحريص متابعت ولى و مرشد
٢٠٣ ص
(٩١)
آيه
٢٠٤ ص
(٩٢)
مغرور مباش ، هنگامى كه مربى الهى پيدا كردى دامن او را بگير
٢٠٦ ص
(٩٣)
احتياج انسان به رهبر طبيعى است
٢٠٨ ص
(٩٤)
در بيان حسد كردن وزير جهود
٢١٣ ص
(٩٥)
فهم كردن حاذقان نصارى مكر وزير را
٢١٥ ص
(٩٦)
سخنان تبه كار بىجان است زيرا از روح مرده بيرون مى آيد
٢١٦ ص
(٩٧)
آيا بنى آدم اعضاى يكديگرند ؟
٢١٧ ص
(٩٨)
چند تشبيه لطيف
٢٢٠ ص
(٩٩)
تفسير ابيات
٢٢١ ص
(١٠٠)
پيغام شاه پنهانى به سوى وزير پر تزوير
٢٢٣ ص
(١٠١)
عقايد گوناگونى كه وزير به بزرگان نصارى تعليم كرد و در ميان آنها اختلاف انداخت
٢٢٧ ص
(١٠٢)
اختلاف بيانداز آقايى كن
٢٢٩ ص
(١٠٣)
اصل تلازم اتحادها و اختلافها
٢٣١ ص
(١٠٤)
انواع اختلافات مصنوعى
٢٣٧ ص
(١٠٥)
در بيان آن كه اختلاف در صورت و روش است نه در حقيقت
٢٤٢ ص
(١٠٦)
بيان خسارت وزير در اين خدعه و مكر
٢٥٠ ص
(١٠٧)
آيه
٢٥٢ ص
(١٠٨)
ناچيزى آفرينش در مقابل توانايى خدا
٢٥٤ ص
(١٠٩)
تفسير ابيات
٢٥٦ ص
(١١٠)
مكر كردن وزير و در خلوت نشستن و شور افكندن در قوم
٢٦٣ ص
(١١١)
تفسير ابيات
٢٦٤ ص
(١١٢)
آيا آگاهى از راه حواس ظاهرى و آگاهى از راه حواس درونى معنوى سازگار هستند ؟
٢٦٦ ص
(١١٣)
مكرر كردن مريدان كه خلوت را بشكن
٢٦٩ ص
(١١٤)
اسم الاسم ، اسم ، معنى
٢٧٠ ص
(١١٥)
تفسير ابيات
٢٧١ ص
(١١٦)
اعتراض كردن مريدان بر خلاف وزير بار ديگر
٢٧٤ ص
(١١٧)
مباحثى در جبر و اختيار
٢٧٧ ص
(١١٨)
روشنترين دليل اختيار
٢٨٢ ص
(١١٩)
جنبهء الهى كارها كه از انسان صادر مى گردد
٢٨٥ ص
(١٢٠)
آيا بدون ارادهء خداوندى موجودى يا رويدادى صورت مى گيرد ؟
٢٨٧ ص
(١٢١)
اگر خدا به وقوع كارى داناست بايستى آن كار واقع شود و الا علم او مبدل به جهل مى گردد
٢٨٨ ص
(١٢٢)
موجوديت انسان در مقابل خدا استقلالى ندارد چگونه مى توان گفت انسان در كارهاى خود اختيار دارد ؟
٢٨٩ ص
(١٢٣)
نظرى در وحدت موجود و وحدت وجود
٢٩١ ص
(١٢٤)
1 - وحدت سنخى وجود
٣٠٠ ص
(١٢٥)
رابطهء خدا با ساير موجودات
٣٠٢ ص
(١٢٦)
تفسير ابيات
٣٠٦ ص
(١٢٧)
تفسير ابيات
٣١٧ ص
(١٢٨)
فريفتن وزير امير را هر يك به نوعى ديگر
٣١٨ ص
(١٢٩)
كشتن وزير خود را در خلوت از مريدان
٣٢١ ص
(١٣٠)
اصل امامت و خلافت دامنهء پيامبرى است
٣٢٢ ص
(١٣١)
تفسير ابيات
٣٢٣ ص
(١٣٢)
تجسمى در بارهء وحدت و كثرت
٣٢٦ ص
(١٣٣)
تفسير ابيات
٣٢٩ ص
(١٣٤)
تفسير ابيات
٣٣٢ ص
(١٣٥)
منازعت كردن امرا با يكديگر در وليعهدى
٣٣٣ ص
(١٣٦)
نعمت تعظيم حضرت مصطفى عليه السلام كه در انجيل بود
٣٤١ ص
(١٣٧)
تفسير ابيات
٣٤٢ ص
(١٣٨)
در بيان حكايت پادشاه جهود ديگر كه در هلاك دين عيسى جهد كرد
٣٤٣ ص
(١٣٩)
آيه
٣٤٤ ص
(١٤٠)
داستان اصحاب اخدود
٣٤٥ ص
(١٤١)
روايت
٣٤٦ ص
(١٤٢)
نمودهاى رو بناى جهان هستى از قوانين زير بناى آن است
٣٤٧ ص
(١٤٣)
تفسير ابيات
٣٥٢ ص
(١٤٤)
آتش افروختن پادشاه و بت را در پهلوى آتش نهادن كه هر كه باين بت سجود كند از آتش برهد
٣٥٧ ص
(١٤٥)
بت بيرونى و بت درونى
٣٥٨ ص
(١٤٦)
تفسير ابيات
٣٦٠ ص
(١٤٧)
آوردن پادشاه جحود زنى را با طفل و انداختن او طفل را در آتش و به سخن آمدن طفل در ميان آتش
٣٦٤ ص
(١٤٨)
تفسير ابيات
٣٦٧ ص
(١٤٩)
اصل انقلاب نمودها
٣٧٣ ص
(١٥٠)
اصل افزايش نيرو در موقع لجاجت و يا ضديت با لجاجت
٣٧٤ ص
(١٥١)
تفسير ابيات
٣٨١ ص
(١٥٢)
عتاب كردن جحود آتش را كه چرا نمى سوزى
٣٨٣ ص
(١٥٣)
يك بحث فلسفى در تفسير حقيقت قانون طبيعى
٣٨٥ ص
(١٥٤)
تفسير ابيات
٣٨٩ ص
(١٥٥)
قصهء هلاك كردن باد در عهد هود عليه السلام قوم عاد را
٣٩٥ ص
(١٥٦)
رقص و هيجان كوه شگفت انگيز نيست
٣٩٧ ص
(١٥٧)
تفسير ابيات
٣٩٨ ص
(١٥٨)
طنز و انكار كردن پادشاه جحود و نصيحت ناصحان او را
٤٠١ ص
(١٥٩)
ترجمه ابيات عربى
٤٠٢ ص
(١٦٠)
آيه
٤٠٣ ص
(١٦١)
باز نظرى به باز گشت فرع به اصل خود
٤٠٦ ص
(١٦٢)
اصل تلازم سنخيت با پيوستگى
٤٠٧ ص
(١٦٣)
لحظه به لحظه به ابديت نزديك مى شويم
٤١٠ ص
(١٦٤)
تفسير ابيات
٤١٢ ص
(١٦٥)
تفسير ابيات
٤١٨ ص
(١٦٦)
تفسير ابيات
٤٢٢ ص
(١٦٧)
وسايل و مهارتهاى در مقابل مقدرات خنثى مى گردند
٤٢٥ ص
(١٦٨)
ديگر بار بيان كردن شير ترجيح جهد بر توكل
٤٣١ ص
(١٦٩)
4 - عظمت كار و كوشش از نظر جبران خليل جبران
٤٣٤ ص
(١٧٠)
مقصود از صد هزاران قرن چيست ؟
٤٤٣ ص
(١٧١)
تفسير ابيات
٤٤٤ ص
(١٧٢)
نگريستن عزرائيل بر مردى و گريختن او در سراى حضرت سليمان و تقرير ترجيح توكل بر جهد و كوشش
٤٤٥ ص
(١٧٣)
بيان ترجيح دادن شير جهد را بر توكل و فوايد بيان كردن
٤٤٨ ص
(١٧٤)
كوشش و درد و دوا همه حق است
٤٥٢ ص
(١٧٥)
تفسير ابيات
٤٥٣ ص
(١٧٦)
تفسير ابيات
٤٦٠ ص
(١٧٧)
اعتراض كردن نخجيران بر خرگوش و جواب دادن خرگوش ايشان را
٤٦١ ص
(١٧٨)
يك رسم بنيان كن در از دست دادن واقعيات به جهت صورت پرستى
٤٦٢ ص
(١٧٩)
محاسبات بشرى در بارهء شايستگىها هميشه منطقى نيست
٤٦٣ ص
(١٨٠)
علم مأخوذ از حواس ظاهرى
٤٦٤ ص
(١٨١)
معنا و حقيقت در كتابت و كالبدهاى مادى محدود نمى گنجد
٤٦٥ ص
(١٨٢)
تفسير ابيات
٤٦٦ ص
(١٨٣)
يك اصل طبيعى در تكاپو براى زندگى
٤٧٠ ص
(١٨٤)
تا انسان به طور حقيقى شناخته نشود عدالت اجتماعى بلكه هم زيستى امكان پذير نخواهد بود
٤٧١ ص
(١٨٥)
يك مطلب با ارزش از « توينبى » متفكر انگليسى
٤٧٢ ص
(١٨٦)
دشمنان پشت پرده
٤٧٥ ص
(١٨٧)
تفسير ابيات
٤٧٦ ص
(١٨٨)
تفسير ابيات
٤٨٠ ص
(١٨٩)
قصهء مكر كردن خرگوش با شير و بسر بردن
٤٨٣ ص
(١٩٠)
تشبيه بسيار عالى در بارهء عمر و وضع روانى انسان
٤٨٧ ص
(١٩١)
هر كس چيزى را حقيقتاً طلب كند حد اقل به مقدارى از آن نيز خواهد رسيد
٤٨٩ ص
(١٩٢)
چگونه مى توان به ما فوق عقل نظرى قدم گذاشت ؟
٤٩٠ ص
(١٩٣)
ساده لوحان جبر را اشتباه مى فهمند
٤٩١ ص
(١٩٤)
راه برويد اگر پايتان در راه شكست به راهروى ادامه خواهيد داد
٤٩٢ ص
(١٩٥)
تفسير ابيات
٤٩٣ ص
(١٩٦)
مطابقت جهان با اندازه گنجايش حواس
٤٩٦ ص
(١٩٧)
تفسير ابيات
٤٩٧ ص
(١٩٨)
ملاك تغير و پايدارى
٥٠١ ص
(١٩٩)
تفسير ابيات
٥٠٢ ص
(٢٠٠)
هم در بيان مكر خرگوش و تأخير آن از رفتن
٥٠٤ ص
(٢٠١)
عظمت عقل
٥٠٧ ص
(٢٠٢)
تمام صورتها در مقابل عقل
٥٠٩ ص
(٢٠٣)
هگل و اصالت عقل كل
٥١٠ ص
(٢٠٤)
آيا مى توان عقل را با خود عقل شناخت ؟
٥١٤ ص
(٢٠٥)
يك قاعدهء كلى در شناخت اشياء ( شناسايى با اضداد ) « تعرف الاشياء باضدادها »
٥١٨ ص
(٢٠٦)
چرا حقيقت خدا شناخته نخواهد شد ؟
٥١٩ ص
(٢٠٧)
رابطه صورت و معنى
٥٢٠ ص
(٢٠٨)
من دو باره به يك رودخانه وارد نشده ام
٥٢٢ ص
(٢٠٩)
تفسير ابيات
٥٢٣ ص
(٢١٠)
عذر گفتن خرگوش به شير از تأخير و لابه كردن
٥٣٦ ص
(٢١١)
جواب گفتن شير را و روان شدن با او
٥٤٠ ص
(٢١٢)
تحولات حقايق در موقع فرود آمدن سر نوشت
٥٤١ ص
(٢١٣)
تفاوت ميان دشمنى حيوانات و دشمنى انسانها
٥٤٥ ص
(٢١٤)
قصهء سليمان و هدهد و بيان آن كه چون قضا آيد چشمها بسته شود
٥٥٠ ص
(٢١٥)
جذب و كشش روحى
٥٥١ ص
(٢١٦)
قانون فقهى ( شهادت متهم جايز نيست )
٥٥٣ ص
(٢١٧)
قصه آدم عليه السلام و بستن قضا نظر او را از مراعات صريح نهى و ترك نهى و تأويل
٥٥٤ ص
(٢١٨)
آيه
٥٥٥ ص
(٢١٩)
دانش حضرت آدم عليه السلام
٥٥٦ ص
(٢٢٠)
تغاير صورتهاى اشياء در دو قلمرو طبيعت و ما وراى طبيعت
٥٥٧ ص
(٢٢١)
اصل قضاء
٥٥٨ ص
(٢٢٢)
هر حادثه و هر موجود در جهان هستى متعين و مطابق قوانين است
٥٦٢ ص
(٢٢٣)
آيا دستورات مى تواند خود پردهاى بر چشمان انسانى بزند ؟
٥٦٣ ص
(٢٢٤)
تفسير ابيات
٥٦٤ ص
(٢٢٥)
پاى واپس كشيدن خرگوش از شير چون نزديك چاه رسيد
٥٦٨ ص
(٢٢٦)
قيافه ها تا حدود زيادى مى تواند درون انسانى را نشان بدهد
٥٧٠ ص
(٢٢٧)
آيه
٥٧١ ص
(٢٢٨)
انقلابات و دگرگونىهاى جهان همه ازوست
٥٧٢ ص
(٢٢٩)
جهان طبيعت را مى توان با انسان مقايسه كرد
٥٧٣ ص
(٢٣٠)
اصل تكاپوى اضداد يا اتحاد اضداد
٥٧٤ ص
(٢٣١)
آيا تفاعل و تكاپوى ضدين است يا اتحاد ضدين ؟
٥٧٧ ص
(٢٣٢)
پرسيدن شير از سبب پاى واپس كشيدن خرگوش را
٥٨٤ ص
(٢٣٣)
دريغا ، كه انسان گاهى بايستى از دست انسانها به خلوتگاه ها پناه ببرد
٥٨٧ ص
(٢٣٤)
دقت كنيد گاهى خواهيد ديد شقىترين دشمن شما خودتان هستيد
٥٨٨ ص
(٢٣٥)
پيوستگى شديد حركات انسانها در جامعه انسانى
٥٨٩ ص
(٢٣٦)
جملات بسيار عالى جبران خليل جبران
٥٩٠ ص
(٢٣٧)
يك مناجات روحانى عالى
٥٩١ ص
(٢٣٨)
تفسير ابيات
٥٩٢ ص
(٢٣٩)
مژده بردن خرگوش سوى نخجيران كه شير در چاه افتاد
٥٩٧ ص
(٢٤٠)
آيه
٥٩٨ ص
(٢٤١)
پس از آن كه جان آدمى از خس و خاشاك طبيعت نجات پيدا كرد رقص كنان به جهان بالا صعود مى كند
٥٩٩ ص
(٢٤٢)
تفسير ابيات
٦٠٠ ص
(٢٤٣)
تفسير ابيات
٦٠٦ ص
(٢٤٤)
تفسير ابيات
٦١١ ص
(٢٤٥)
آمدن رسول قيصر روم به نزد عمر به رسالت
٦١٣ ص
(٢٤٦)
مشاهدهء حقايق احتياج به ديده گان واقع بين دارد
٦١٦ ص
(٢٤٧)
عظمت انسان با زندگى درونى اوست
٦١٨ ص
(٢٤٨)
تفسير ابيات
٦١٩ ص
(٢٤٩)
يافتن رسول قيصر عمر را خفته در زير خرما بن
٦٢٢ ص
(٢٥٠)
در روحهاى بزرگ پديده هاى گوناگون روانى با هم در آميخته هماهنگ مى شوند
٦٢٤ ص
(٢٥١)
عظمتى كه براى انسان از تكيه بر خدا ايجاد مى گردد
٦٢٥ ص
(٢٥٢)
تفسير ابيات
٦٢٦ ص
(٢٥٣)
سؤال كردن رسول قيصر روم از عمر بن الخطاب
٦٣٥ ص
(٢٥٤)
روح انسانى براى چه باين خاكدان آمده است ؟
٦٣٧ ص
(٢٥٥)
راز تمام خلقت در دمى است كه خداوند به موجودات دميده است
٦٣٨ ص
(٢٥٦)
ترديد و شك بر دو قسم است
٦٤٠ ص
(٢٥٧)
يك نظر عالىتر به مسئله جبر و اختيار
٦٤١ ص
(٢٥٨)
اختيار عالى در مقابل جبر عالى چه معنا دارد ؟
٦٤٢ ص
(٢٥٩)
علت صعود و نزول مزبور چيست ؟
٦٤٣ ص
(٢٦٠)
واحدهاى سه گانه واحد در تكاپو واحد بىطرف ، واحد مسلط و ناظر
٦٤٥ ص
(٢٦١)
هر اندازه كه « خود » انسان عالىتر بوده باشد نظارت و تسلط « خود » در كارهاى وسيعتر و عميقتر خواهد بود
٦٤٨ ص
(٢٦٢)
تفسير ابيات
٦٥٢ ص
(٢٦٣)
يك استدلال علمى ديگر به جبر و بررسى در بارهء آن
٦٥٩ ص
(٢٦٤)
احاطه علم خداوندى
٦٦٢ ص
(٢٦٥)
دو نسبت كار ( الهى و انسانى )
٦٦٣ ص
(٢٦٦)
چرا آدم عليه السلام تخلف از فرمان الهى را به خود و شيطان به خدا نسبت داد ؟
٦٦٤ ص
(٢٦٧)
تفسير ابيات
٦٦٥ ص
(٢٦٨)
اين جبرى كه تو با استدلال به آن چسبيدهاى حقيقتى ندارد
٦٧٠ ص
(٢٦٩)
تفسير ابيات
٦٧٤ ص
(٢٧٠)
سؤال كردن رسول از عمر از سبب ابتلاى ارواح به آب و گل اجساد
٦٧٥ ص
(٢٧١)
بحث ديگر در بارهء حكمت و فلسفهء تعلق ارواح به اجسام
٦٧٦ ص
(٢٧٢)
تفسير ابيات
٦٧٧ ص
(٢٧٣)
تأثير انسان در انسان
٦٨٢ ص
(٢٧٤)
تفسير ابيات
٦٨٣ ص
(٢٧٥)
قصهء آن بازرگان كه به هندوستان به تجارت مى رفت و پيغام دادن طوطى محبوس به طوطيان هندوستان
٦٨٦ ص
(٢٧٦)
آيا هميشه عدالت اقتضا مى كند كه بدىها با بدىها مقابله شود ؟
٦٨٧ ص
(٢٧٧)
چگونه مى توان احساس كرد با اين كه ما در زندان بدن محبوسيم مستغرق لطف خداوندى هستيم ؟
٦٨٩ ص
(٢٧٨)
تفسير ابيات
٦٩٥ ص
(٢٧٩)
ديدن خواجه طوطيان را در دشت و پيغام رسانيدن
٦٩٨ ص
(٢٨٠)
تفسير ابيات
٧٠٦ ص
(٢٨١)
تفسير قول شيخ فريد الدين عطار قدس سره
٧٠٩ ص
(٢٨٢)
بدون ارزيابى دقيق در بارهء خويشتن وارد شدن در نوسانات زندگى با موفقيت همراه نخواهد بود
٧١٠ ص
(٢٨٣)
تفسير ابيات
٧١١ ص
(٢٨٤)
تعظيم كردن ساحران موسى عليه السلام را كه اول تو عصا بيانداز
٧١٤ ص
(٢٨٥)
آيه
٧١٥ ص
(٢٨٦)
انسان بايستى مدت فراوانى حالت پذيرش را در خود تقويت نمايد
٧١٧ ص
(٢٨٧)
اصل كلى سنخيت سبب و نتيجه
٧١٨ ص
(٢٨٨)
تأثير غذاهايى كه در درون ما به نيروهاى تفكر و وجدان منعكس مى شود
٧١٩ ص
(٢٨٩)
تفسير ابيات
٧٢٠ ص
(٢٩٠)
باز گفتن بازرگان با طوطى آن چه در هندوستان ديده
٧٢٥ ص
(٢٩١)
تفسير ابيات
٧٢٩ ص
(٢٩٢)
شنيدن آن طوطى حركت آن طوطى را و مردن و نوحه كردن خواجه
٧٣٤ ص
(٢٩٣)
آيه
٧٣٧ ص
(٢٩٤)
كسى كه ارزان بخرد ارزان هم مى فروشد
٧٣٨ ص
(٢٩٥)
پريدن مرغ روح عالى از قفس تن به عنايت خداوندى
٧٤١ ص
(٢٩٦)
عكس ناقصى از روح خود را در ديگران مى بينى و شادىها و آلام آن عكس را شادىها و آلام خويش گمان مى كنى
٧٤٢ ص
(٢٩٧)
ما در قافيه زاى و سخن پردازى مى انديشيم معشوق ما به انديشيدن در ديدار و وصالش تحريك مى كند
٧٤٥ ص
(٢٩٨)
داستان آن دم كه با پيامبر در ميان نهاده نشد
٧٤٦ ص
(٢٩٩)
بياييد بندهء بنده خود نشويد
٧٥٠ ص
(٣٠٠)
در بيان تفسير قول سنايى روح الله تعالى روحه
٧٥٩ ص
(٣٠١)
روايت
٧٦١ ص
(٣٠٢)
اگر رابطهء خدا با موجودات مانند رابطهء روح با بدن است آيا مانند روح و بدن انسانى از يكديگر تأثير متقابل دارند ؟
٧٦٣ ص
(٣٠٣)
آيا طريقت با شريعت ناسازگار است ؟
٧٦٥ ص
(٣٠٤)
رنج و اندوه گاهى از هر شادى با عظمتتر است
٧٧٥ ص
(٣٠٥)
آستان و صدر و بالا و پايين و كوچك و بزرگ در عالم معنى مطرح نيست
٧٧٦ ص
(٣٠٦)
اگر اين تكثرات بر داشته شود وحدت عالىترى نمودار مى گردد
٧٧٧ ص
(٣٠٧)
در باغ عشق غير از غم و شادى ميوه هاى ديگرى به طور بىنهايت وجود دارد
٧٧٨ ص
(٣٠٨)
گاهى عشق به مرحلهاى از كمال مى رسد كه به ما فوق غم و شادى قدم مى گذارد
٧٧٩ ص
(٣٠٩)
بياييد هر چند كه جهان و كالبد جسمانى را كهنه مى بينيد جان تازه در آن دريابيد
٧٨٠ ص
(٣١٠)
لحظهاى چند شرح گل را كنار بگذاريد و به شرح بلبل بپردازيد
٧٨١ ص
(٣١١)
تفسير ابيات
٧٨٣ ص
(٣١٢)
انسانى كه دچار حيرت زدگىاست و مقصود خود را مى خواهد در حالات گوناگونى غوطه مى خورد
٧٩٢ ص
(٣١٣)
تفسير ابيات
٧٩٣ ص
(٣١٤)
بيرون انداختن مرد تاجر طوطى را از قفس و پريدن او
٧٩٤ ص
(٣١٥)
بدان جهت كه جوامع انسانى هنوز قدم به مدينهء فاضله نگذاشتهاند لذا مزاياى وجودى انسان اغلب باعث تيره بختى او مى گردد
٧٩٥ ص
(٣١٦)
تفسير ابيات
٧٩٩ ص
(٣١٧)
در بيان مضرت تعظيم خلق و انگشت نما شدن
٨٠٠ ص
(٣١٨)
كالبد انسانى همچون قفسى است كه دائماً در فريب عوامل درونى و برونى به سر مى برد
٨٠١ ص
(٣١٩)
ظواهر فريباى دنيا چند صباحى براى ما مى درخشد و نفس ما از آنها برخوردار مى گردد ولى تلخىهاى آنها در پايان كار آشكار مى گردد
٨٠٣ ص
(٣٢٠)
تفسير ابيات
٨٠٤ ص
(٣٢١)
در بيان تفسير حديث ما شاء الله كان و ما لم يشأ لم يكن
٨٠٩ ص
(٣٢٢)
نقص معلومات بشرى بىداد مى كند اما همين معلومات ناقص با توجه به انتساب به علم خداوندى آرامش بخش و مثمر خواهد بود
٨١٠ ص
(٣٢٣)
هيچ موجود و رويدادى نمى تواند از حيطهء سلطهء خداوندى بيرون رود
٨١٢ ص
(٣٢٤)
همواره در روح انسانى بهارى است و خزانى
٨١٥ ص
(٣٢٥)
گاهى در روان انسانى پديده هاى بىارزش عالىترين نمودها را مخفى مى دارد
٨١٧ ص
(٣٢٦)
تفسير ابيات
٨١٨ ص
(٣٢٧)
براى اين كه در راه تكامل بتوانيد گام برداريد در مقابل رهروان و تكامل يافتگان اظهار فضل نكنيد بلكه حالت پذيرش از خود نشان بدهيد
٨٢٣ ص
(٣٢٨)
تفسير ابيات
٨٢٤ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٤ - منازعت كردن امرا با يكديگر در وليعهدى




((٧١٠)) رو به معنا كوش اى صورت پرست ز انكه معنا بر تن صورت پر است
((٧١١)) همنشين اهل معنا باش تا هم عطا يابى و هم باشى فتا (١)
((٧١٢)) جان بىمعنى در اين تن بىخلاف هست همچون تيغ چوبين در غلاف
((٧١٣)) تا غلاف اندر بود با قيمت است چون برون شد سوختن را آلت است
((٧١٤)) تيغ چوبين را مبر در كارزار بنگر اول تا نگردد كار زار
((٧١٥)) گر بود چوبين برو ديگر طلب ور بود الماس پيش آ با طرب
((٧١٦)) تيغ در زرادخانه اولياست (٢) ديدن ايشان شما را كيمياست
((٧١٧)) جمله دانايان همين گفتند همين هست دانا رحمة للعالمين
((٧١٨)) گر انارى مى خرى خندان بخر تا دهد خنده ز دانهء او خبر
((٧١٩)) اى مبارك خنده اش كو از دهان مى نمايد دل چو در از درج جان (٣)
((٧٢١)) نار خندان باغ را خندان كند صحبت مردانت چون مردان كند
((٧٢٠)) نامبارك خندهء آن لاله بود كز دهان او سواد دل نمود يك زمانى صحبتى با اولياء بهتر از صد ساله طاعت بىريا
((٧٢٢)) گر تو سنگ صخره و مرمر بوى چون به صاحب دل رسى گوهر شوى
((٧٢٣)) مهر پاكان در ميان جانشان دل مده الا به مهر دل خوشان
((٧٢٤)) كوى نوميدى مرو اميدهاست سوى تاريكى مرو خورشيدهاست
((٧٢٥)) دل تو را در كوى اهل دل كشد تن تو را در حبس آب و گل كشد
((٧٢٦)) هين غذاى دل طلب از هم دلى رو بجو اقبال را از مقبلى دست زن در ذيل صاحب دولتى تا ز افضالش بيابى رفعتى صحبت صالح تو را صالح كند صحبت طالح تو را طالح كند (٤)



(١) فتا ، فتى جوان ، گاهى به جوانمرد به معناى راد مرد گفته مى شود . .
(٢) زرادخانه جايگاه اسلحه و مهمات نظامى و ذخائر جنگى . .
(٣) درج جايگاه و جعبه كوچك كه جواهر و فلزات گرانبها را در آن مى گذارند . .
(٤) طالح تبه كار . .