تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٤٥ - ما در قافيه زاى و سخن پردازى مى انديشيم معشوق ما به انديشيدن در ديدار و وصالش تحريك مى كند
فرا گرفته از حركت ارواح جلوگيرى مى كند بسوزانند ، و راهى براى ترقى و اعتلاى روح انسانها باز كنند .
((١٧٢٧)) قافيه انديشم و دل دار من گويدم منديش جز ديدار من
ما در قافيه زاى و سخن پردازى مى انديشيم معشوق ما به انديشيدن در ديدار و وصالش تحريك مى كند اسفا ، يك عمر در انديشهء الفاظ و سخن پردازى و قافيه سازى مى گذرانيم آن چنان به آنها اهميت مى دهيم كه گويى تمام حقايق و واقعيات جهان در همين كلمات و سخنهاى دلنشين و اشعار نغز خلاصه مى شود .
آخر مگر نه اين است كه شعر و نثر و قافيه و سجع و بلكه همهء كلمات و روابط و قواعد براى اين است كه ما بتوانيم به عنوان يك وسيله شايسته براى ابراز مقاصد خود بهره بردارى نماييم ؟ از شدت اهميت دادن به الفاظ و سخن پردازى ، مجالى براى حركت روح در عالم حقايق و واقعيات نمانده است ، مانند اين است كه هر انديشهاى كه در درون ما صورت خواهد گرفت فقط ، از لفظ شروع گشته در لفظ پايان خواهد پذيرفت .
در صورتى كه در ما وراى الفاظ و كلمات معانى بسيار روحانى وجود دارد كه به الفاظ نمى گنجند .