تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٧٨ - اصل افزايش نيرو در موقع لجاجت و يا ضديت با لجاجت
كژ ماندن دهان آن شخص گستاخ كه نام پيغمبر را به تمسخر خواند
علم لدنى چيست ؟
كژ ماندن دهان آن شخص گستاخ كه نام پيغمبر را به تمسخر خواند
((٨١٢)) آن دهان كژ كرد و از تسخر بخواند نام احمد را دهانش كژ بماند
((٨١٣)) باز آمد كاى محمد عفو كن اى تو را الطاف علم من لدن
((٨١٤)) من تو را افسوس مى كردم ز جهل من بدم افسوس را منسوب و اهل
((٨١٥)) چون خدا خواهد كه پردهء كس درد ميلش اندر طعنهء پاكان برد
((٨١٦)) ور خدا خواهد كه پوشد عيب كس كم زند در عيب معيوبان نفس
((٨١٧)) چون خدا خواهد كه مان يارى كند ميل ما را جانب زارى كند
((٨١٨)) اى خنك چشمى كه او گريان اوست اى همايون دل كه او بريان اوست
((٨١٩)) از پى هر گريه آخر خندهاى است مرد آخر بين مبارك بندهاى است
((٨٢٠)) هر كجا آب روان سبزه شود هر كجا اشك روان رحمت شود
((٨٢١)) باش چون دولاب نالان چشم تر تا ز صحن جانت بر رويد خضر مرحمت فرمود سيد عفو كرد چون ز جرأت توبه كرد آن روى زرد رحم خواهى رحم كن بر اشكبار رحم خواهى بر ضعيفان رحم آر
((٨١٣)) باز آمد كاى محمد عفو كن اى تو را الطاف علم من لدن
علم لدنى چيست ؟
علم من لدن ، در مقابل علم اكتسابى كه به طور معمولى از اساتيد و كتب و شناسايى موضوعات جهان با حواس و تفكر به دست مى آيد ، علم ديگرى وجود دارد كه احتياجى به اين وسايل معمولى و طبيعى ندارد . ممكن است اين مطلب امروزه با انكار شديد دانش