تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٧٩ - اصل افزايش نيرو در موقع لجاجت و يا ضديت با لجاجت
پژوهان سطحى روبرو گردد ، ولى در مسائل مربوط به انسانى كه داراى « در حدود » پانزده ميليارد رابطهء الكتريسته در مغز مى باشد ، قضاوت شتابزده علامت خامى و ساده لوحى است .
اگر ما در بارهء اكتشافات و اختراعات از نظر روانى و منطقى دقيقاً فكر كنيم ، خواهيم ديد كه : آخرين جهش فكرى مرد محقق كه باعث ظهور يك معلوم تازه در ليست معلومات موجوده مى گردد ، هرگز از مقدمات منطقى معمولى سرچشمه نمى گيرد . زيرا اگر اين انتقال و اكتشاف مجهول ، مطابق ارگان طبيعى فكر بوده همچنين از مقدمات رسمى منطق پيروى مى كرده است ، چرا فقط براى آن شخص مفروض و در لحظات معين رو داده است ؟ البته هيچ كس نمى تواند انكار كند كه آن شخص به حل يك مجهول نائل مى گردد و آن را جزء ليست معلومات مى آورد كه در مقدمات آن رشته از علم ، تلاش مى كند ، ولى علت نهايى بروز آن ، مجهول بوده ، اكتشاف آن حقيقت كاملًا شخصى است . كلود برنار در مقدمه طب آزمايشى با صراحت مى گويد :
« هيچ قاعده و دستورى نمى توان به دست داد كه هنگام مشاهده امرى معين در مغز مرد محقق فكرى مثمر راهيابى كند ، فقط پس از آن كه آن فكر جديد به ظهور پيوست مى توان آن را با قوانين منطق معمولى تنظيم نموده و بررسى كرد ولى ريشه و منشأ آن كاملًا مجهول است .
« با اين ملاحظه مى توان گفت : خداوند در درون همهء انسانها روزنهاى براى علم لدنى بوديعت نهاده است كه با كوشش و تلاش مى تواند آن را به ثمر برساند . البته اين روزنه در پيامبران و اولياء الله وسيعتر مى باشد . »