تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٥٩ - در بيان تفسير قول سنايى روح الله تعالى روحه
در بيان تفسير قول سنايى روح الله تعالى روحه
بهر چه از راه وامانى چه كفر آن حرف و چه ايمان بهر چه از دوست دور افتى چه زشت آن نقش چه زيبا
فى معنى قول النَّبىّ سعداً لغيور و انا اغير منه و الله تعالى منى و من غيرته حرم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن .
((١٧٦٣)) جمله عالم ز ان غيور آمد كه حق برد در غيرت برين عالم سبق
((١٧٦٤)) او چو خان است و جهان چون كالبد كالبد از جان پذيرد نيك و بد
((١٧٦٥)) هر كه محراب نمازش گشت عين سوى ايمان رفتنش ميدان تو شين
((١٧٦٦)) هر كه شد مر شاه را او جامه دار هست خسران بهر شاهش اتّجار (١)
((١٧٦٧)) هر كه با سلطان شود او همنشين بر درش شستن (٢) بود حيف و غبين (٣)
((١٧٦٨)) دست بوسش چون رسيد از پادشاه گر گزيند بوس پا باشد گناه
((١٧٦٩)) گر چه سر بر پا نهادن خدمت است پيش آن خدمت خطا و زلَّت است
((١٧٧٠)) شاه را غيرت بود بر هر كه او بو گزيند بعد از آن كه ديد رو
((١٧٧١)) غيرت حق بر مثل گندم بود كاه خرمن غيرت مردم بود
((١٧٧٢)) اصل غيرتها بدانيد از اله آن خلقان فرع حق بىاشتباه
((١٧٧٣)) شرح اين بگذارم و گيرم گله از جفاى فرع آن نگار ده دله
((١٧٧٤)) نالم ايرا نالها خوش آيدش از دو ناله و غم بايدش
((١٧٧٥)) چون ننالم تلخ از دستان او ؟
چون نيم در حلقهء مستان او
((١٧٧٦)) چون نباشم همچو شب بىروز او بىوصال روى روز افروز او
((١٧٧٧)) ناخوش او خوش بود در جان من جان فداى يار دل رنجان من
(١) اتّجار تجارت كردن . .
(٢) شستن : مخفف نشستن . .
(٣) غبين مغبون . .