تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٣ - مسئله نهم عشق و مسائل اجتماعى
مسئله نهم عشق و مسائل اجتماعى جاى ترديد نيست كه شخص عاشق يكى از افراد اجتماع است ، وضع روانى مخصوصى كه پيدا مى كند » باندازهء شخصيتى كه دارد « در ارتباط با اشخاص تاثيرى خواهد بخشيد ، و چون پديدهء عشق هم مانند ساير نيروهاى انسانى قابل استفادهء دو جانبه مى باشد ، يعنى هم مى توان به وسيلهء عشق ، انسانهايى را رو به تكامل برد ، و هم مى توان مورد سوء استفاده قرار داد ، لذا علوم تعليم و تربيتى بايستى در بارهء اين پديده تكليف خود را يك سره نمايد ، و تا حد اكثر بكوشد كه اين نيروى شگرف را در شكل تكامل يافتهء آن به حركت و كار وادار نمايد ، و چنان كه در مباحث عشق متذكر شديم بايستى عشق را از تعلق و استهلاك در پديده هاى شهوى و مادى بر كنار نموده ، به اصول عاليهاى كه به معشوق مطلق افلاطونى مى رساند آماده ساخت .
سرّ پنهان است اندر زير و بم فاش اگر گويم جهان بر هم زنم
((٢٧)) با لب دمساز خود گر جفتمى همچو « نى » من گفتنىها گفتمى
((٢٨)) هر كه او از هم زبانى شد جدا بىنوا شد گر چه دارد صد نوا
((٢٩)) چون كه گل رفت و گلستان در گذشت نشنوى ديگر ز بلبل سر گذشت چون كه گل رفت و گلستان شد خراب بوى گل را از كه جوييم از گلاب