تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٣ - نالهء ١٧١ نى ١٨٧ را همگان مى توانند بشنوند
اول ، خود آگاهى طبيعى ، در اين حالت انسان فقط به « خود طبيعى » توجه دارد و فعاليتها و شادىها و اندوه ها و تصورات و تداعى معانى و ارادهء او همه و همه متوجه يا ناشى از « خود طبيعى » است . در اين خود آگاهى انسان يك حيوان رشد يافتهاى بيش نيست ، و نمى تواند با اين خود آگاهى در گروه انسانهايى كه به مرحله رشد شخصيت قدم گذاشتهاند ، شركت جويد .
دوم ، خود آگاهى به « شخصيت » ، در اين حالت انسان شخصيت يا روح خود را مورد درك و توجه قرار مى دهد كه در فلسفهء كلاسيك آن را علم حضورى مى نامند . اين خود آگاهى فى نفسه يكى از فعاليتهاى عالى روح ما است . [١] براى دريافت حقايق عرفانى ورود به درك « شخصيت » ضرورى مى باشد ، ولى اين ورود به عنوان مقدمهء ضرورى براى عبور به « ناخود آگاه » است . اين حالت ناخود آگاهى يا ناخود هشيار چنان كه پس از اين توضيح داده خواهد شد ، با تصورات و الفاظ ديگران چيزى نخواهد چشيد . در ابيات آيندهء جلال الدين اين بيت را مشاهده خواهيم كرد :
خويش را تسليم كن بردار مزد وانگه از خود بىز خود چيزى بدزد گر نبودى نالهء « نى » را ثمر « نى » جهان را پر نكردى از شكر
نالهء « نى » را همگان مى توانند بشنوند نالهء « نى » انسانى را در دادن نتيجه و ثمر بخش بودن به « نى » معمولى ( نيشكر ) تشبيه
[١] قسم دوم ( خود آگاهى به شخصيت ) در مرتبه خود به اقسام گوناگونى تقسيم مى گردد ، مانند آگاهى به تمام شخصيت ، آگاهى به شخصيت به طور تجريدى ، آگاهى به حالتى از حالات شخصيت . .