تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٤ - تفسير ابيات
و هنگامى كه فردى از انسان گوهرى از پيامبرى دريافت كرد ، تمام روش او نيكو بوده متخلق به اخلاق الهى مى باشد . چنان كه مشاهده مى كنيم كه مسير نور همواره تابع كانون و منبع نور مى باشد . و همچنين نورى كه از روزنه مى تابد ، به پيروى از شكل محاذات خورشيد با آن روزنه در تغيير و تبديل مى باشد .
سپس مى گويد : هر فردى مطابق اخترى كه طالع او در آن است زندگانى مى كند ، اگر طالع او ستارهء زهره باشد او طالب طرب و عيش و عشق خواهد بود .
البته اين مسئله را هم كه جلال الدين اشاره مى كند يكى از نظريات نجوم باستانى است در آن دوران گمان مى كردند : براى هر كس در آسمانها ستارهاى مخصوص است ، و براى آن ستارگان خواصى اعتقاد كرده بودند ، و هر كس مطابق خاصيت ستارهء خود زندگانيش را شكل مى داد . ولى بدون ترديد امروزه اين مسئله از ارزش واقعيت برخوردار نيست ، و از نظر اسلامى هم مسئلهء سعد و نحس ستارگان به هيچ وجه صحت ندارد .
سپس جلال الدين به يك مسئلهء با اهميت مى پردازد ، مى گويد : ولى گمان مكن كه همهء افراد انسانى گرفتار اين ستاره ها و طالعهاى گوناگون مى باشند . اگر درست دقت كنى خواهى ديد : در ما وراى اين ستاره ها اخترانى وجود دارد كه هيچ يك از خواص جهان طبيعت را دارا نمى باشند آنها احتراق و نحس و سعد و كون و فساد ندارند . اين اختران در آسمانهاى ديگر در سير و حركتند ، و اين آسمانها غير از آسمانهاى هفتگانهء معمولى اند كه قابل مشاهدهء حسى هستند . آن آسمانها مستقيماً مورد تابش انوار خداوندى مى باشند ، در آن آسمانها مسئلهء پيوستگى و گسيختگى كه از خواص اجسام فيزيكى است ، مطرح نيست ، اگر فردى از انسان بتواند آن چنان شخصيت خود را به تكامل برساند كه از اسارت اين اختران محترق