تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨ - هر چيز به اصل خود باز مى گردد
تماشاى منظرهء زيباست براى او قابل فهم مى باشد ، و يا تنها ناظر آثار و خواص آن پديدهء روانى مى باشد ، مانند سرخى رو در موقع شرم يا جولانهاى گوناگون چشم در ساير موارد فعاليتهاى روانى .
((٤)) هر كسى كو دور ماند از اصل خويش باز جويد روزگار وصل خويش
هر چيز به اصل خود باز مى گردد گروهى اين مطلب را به عنوان يك اصل واقعى پذيرفتهاند كه هر چيز به اصل خود باز مى گردد ، و مثالهايى را براى روشن ساختن اين اصل آوردهاند از قبيل : دانهء گندم را در زير خاك مى كاريم ، سپس با تغذيه از مواد مناسب و استفاده از آب و نور خورشيد شروع به حركت مى كند ، دانه هاى كاشته شده پس از سپرى كردن مراحل ساقه و سنبل باز به گندم مى رسد .
دائره هنگامى تكميل مى گردد كه خط دائره پس از تكميل دو قوس صعودى و نزولى به همان نقطه كه شروع شده بود برسد ، و همچنين است تمام گياهان و جانواران . روى اين اصل از آن جهت كه انسان از جهان ما وراى طبيعت شروع به حركت نموده و به اين جهان وارد شده است ، پس از تكميل دوران رشد خويش باز به همان جايگاه اصلى خويش ( ما وراى طبيعت ) باز خواهد گشت . اين حالت رجوع به اصل را گروه ديگر با اصطلاح معروف قوس نزولى و قوس صعودى نيز تعبير نمودهاند .
مثالهايى را كه در بارهء رجوع هر چيز به اصل خود گفتهاند ، اگر چه از ديدگاه معمولى مى توان صحيح تلقى كرد ، ولى از نظر علمى و فلسفى احتياج به دقت بيشترى دارد ، زيرا بنا به آن چه كه علم و فلسفه بيان مى كند هيچ پديدهاى در جهان طبيعت در حال ثبوت نيست ، و هيچ حقيقتى قابل تكرار نمى باشد . رجوع به اصل مستلزم اين است كه