تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٤٧ - داستان آن دم كه با پيامبر در ميان نهاده نشد
دوم - مقصود از دم مفروض عشق است ، و اين عشق الهى را كه يك مرد عارف مى داند ، باعث ترجيح او بر پيامبران با داشتن مراتب گوناگون در نوع خود - :
« تلك الرسل فضلنا بعضهم على بعض » ( ما بعضى از پيامبران را به بعضى ديگر ترجيح دادهايم ) از عالىترين مقام قرب با خداوند بهره مند مى باشند ، ولى عشق الهى را ممكن است بعضى از آنها نداشته باشند ، و اين نداشتن عشق الهى هيچ گونه نقصى بر آنها محسوب نمى گردد ، زيرا اين يك حالت ارتباط شخصى است ميان عاشق و معشوق ، مثلًا مى گوييم : فلان كس به رهبر خود از نظر علمى مقرب است ولى آن شخص ديگر به رهبر خود از نظر تقوا يا تحمل بيشتر مقرب است ، تقرب يكى است راه هاى آن گوناگون است .
سوم اين است كه مقصود از دم همان عشق الهى يا راز اتحاد يا اسرار جهان هستى باشد ، و همين دم باعث ترجيح بوده باشد ، ولى انبيايى كه از آن دم بىبهره هستند انبياء اولو العزم نمى باشند ، مانند گروهى از پيامبران بنى اسرائيل و اين كه آدم و خليل و عيسى عليه السلام را بيان نموده است به عنوان مثال است نه حقيقت ، آن گاه مى توان به مسئلهء خضر و موسى هم اشاره نمود ، كه براى خضر مسائلى مطرح بود كه براى حضرت موسى نبود ، و مانعى نيست كه بعضى از انسانها كه پيغمبر نيستند ، از يك جهت نه از تمام جهات بر بعضى از پيامبران ترجيح داشته باشند ، و به همين ملاحظه است كه جلال الدين در اين ابيات به محمد صلى الله عليه و آله اشاره نكرده است .
يعنى نگفته است كه اين دمى كه با تو در ميان مى گذارم به محمد صلى الله عليه و آله ندميدهام . [١]
[١] صدر المتالهين در مفاتيح الغيب و صاحب منهج قوى در همين مدرك از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل كردهاند كه پيغمبر فرموده است « خداوند بندگانى دارد كه نه از پيامبرانند و نه از شهداى پيامبران و شهداء به حال آنان غبطه مى خورند به جهت قرب و منزلتى كه در نزد دارند » . . شرح مثنوى دكتر محمد عبد السلام كفافى ، ج ١ ، ص ٢٣٦ و در شرح مثنوى ، انقروى ، ج ١ ، ص ١٦١ اين روايت را از ابو مالك اشعرى از پيغمبر نقل كرده است . .