تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٠ - يك بحث اخلاقى - الهى
( هر كس فردى را بدون عنوان قصاص ، و بدون اين كه فسادى در روى زمين بر پا كند ، بكشد . مانند اين است كه تمام افراد انسانى را كشته است ، و هر كس نفسى را احيا نمايد ، مانند اين است كه تمام انسانها را احياء كرده است ) .
چگونه امكان پذير است كه كسى نهال خدايى را بر كند و تمام انسانها را بكشد و هيچ گونه نتيجه عمل خود را نبيند ؟ اين است كه مى گويد : خون چون من كس چنين كى ضايع است ؟
((٢٢١)) تو مگو ما را بدان شه بار نيست با كريمان كارها دشوار نيست
يك بحث اخلاقى - الهى اين يك مثلى است كه در ميان مردم معمولى مى گويند : اگر طرف شما انسان كريمى است ، نگران مباش .
يعنى انسان كريم عفو و اغماض بيشتر از آن چه كه مردمان معمولى دارند ، دارا مى باشد .
زيرا انسان كريم مى تواند اغراض شخصى خود را كه مردم معمولى روى آنها محاسبه زندگى مى نمايند ، كنار بگذارد ، با اين وصف آن خداوندى كه براى او كوچكترين غرض و احتياجى وجود ندارد ، او براى به تكامل رسانيدن انسانها دستگاه با عظمت هستى را به راه انداخته است ، چگونه بدون علت با تمايلات ما مبارزه خواهد كرد ؟ آن خدايى كه عليت علتها و شرطيت شرايط همگى بسته به فياضيت اوست ، و هر لحظه از فيض آن وجود متعال ريزش مى كنند ، مى تواند بدون اين كه كمترين محال منطقى در هستى ايجاد شود ، سيستم را به مراد ما انسانها بنماياند ، يا واقعا سيستم را طورى منعطف بسازد كه ما بتوانيم براى خواستهء خود بهره بردارى كنيم . البته ممكن است اين مطلب براى گروهى قابل هضم نبوده باشد ، ولى با نظر به قيوميت