تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩٨ - ادب از الطاف خداوندى است
ما هم در يك طرف نماز بخوانيم ، حر بن يزيد گفت : نه ، بلكه تو در جلو بايست و براى ما امامت فرما ، حر بن يزيد آن روز نماز را در پشت سر حسين بن على عليه السلام خواند باز در موقع تمايل حسين عليه السلام به سمت ديگر غير از كوفه ، حر بن يزيد ممانعت كرد و حسين عليه السلام با جملهء تندى حر را مخاطب قرار داد ، حر بن يزيد كوچكترين جسارت ننموده گفت : شما مى توانيد به من اين جمله را بگوييد ، ولى من با نظر به شخصيت شما نمى توانم چنين جمله را بگويم . اين ادب روحى و اين شخصيت عالى حر بن يزيد باعث شد كه در روز خونين دشت نينوا بالاخره حقيقت را تشخيص داده ، از منهاى بىنهايت رو به « به اضافهء بىنهايت » در چند لحظه ترقى كرده جانب حسين را گرفت و جان خود را در راه او باخت .
سپس داستان موسى را متذكر شده ، مى گويد : كه براى بنى اسرائيل مطابق درخواست موسى عليه السلام مائده از آسمان مى رسد ، بنى اسرائيل به جاى اين كه شكر نعمت گذاردند و از الطاف خداوندى و اين كه مورد توجه او قرار گرفتهاند شكر نمايند ، گستاخىها شروع كردند و گفتند : كو عدس و پيازش ؟ درست است كه بنى اسرائيل با آن طعام كه قبلا از طرف خدا بر آنها مى رسيد ، تمام مواد غذايى را بهره بردارى نمى كردند ، ولى مقصود سيرى همه جانبهء آنها نبود ، بلكه براى اثبات اين كه موسى در نزد خداوند مقام عالى و شامخى دارد و مى تواند دعا كند و مستجاب گردد ، آن طعام را نازل نموده بود .
و نظير اين داستان براى عيسى عليه السلام اتفاق افتاده بود ، كه باز بنى اسرائيل گستاخى نمودند .