تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠ - يقين و ظن و شك
يقين عبارتست از انكشاف واقعيات در ذهن انسانى به طور صد در صد ، در اين حالت ذهن انسانى مانند چشم آن واقعيت را مى بيند ، مثلًا ما به وجود اجسام طبيعى در خارج يقين داريم ، يعنى اين واقعيت ( اجسام طبيعى در خارج ) براى ما منكشف است . اين انكشاف را كه از نظر ذهنى روشنترين دريافتهاست ، علم و قطع و جزم و يقين مى گويند و با نظر به جنبهء تأثير آن در اعماق روح انسانى به سه مرتبهء « علم اليقين » و « عين اليقين » و « حق اليقين » تقسيم مى گردد . اين مفاهيم سه گانه را در مباحث آينده بررسى خواهيم كرد .
ظن عبارت است از انكشاف واقعيت در ذهن انسانى در درجهاى كمتر از صد در صد ولى هيچ گاه از پنجاه و يك درصد تنزل نمى كند ، بنا بر اين از پنجاه و يك درصد گرفته تا نود و نه درصد ، همه از مراحل ظن مى باشد ، و طرف مقابل ظن را در عالم ذهن احتمال مى نامند . [١] شك كه آن را ترديد نيز گويند ، عبارت است از تساوى دو احتمال در بارهء واقعيت يعنى اگر ذهن انسانى در واقعيت يك موضوع پنجاه درصد احتمال وجود واقعيت و پنجاه درصد احتمال عدم آن را بدهد ، در چنين حالت ذهن مفروض در حال شك و ترديد مى باشد .
چنان كه گفتيم بهترين حالات ذهن در دريافت واقعيتها همان يقين است كه كوچكترين احتمال خلاف را در آن راهيابى ندارد ، در پديدهء ظن اگر چه روشنايى واقع بر تاريكى آن غلبه دارد ، ولى كم و بيش با تاريكى مخلوط و درهم آميخته است . هنگامى كه مى گوييم : مظنون اين است كه آفتاب طلوع كرده است ، مقصود اين است كه
[١] اين كه مراحل انكشاف واقعيت را با اصطلاح رياضى صد در صد متذكر شديم ، براى تفاهم بيشتر است و اما با نظر به واقعيت جريانات ذهنى و نمودهاى آن كه اغلب با مقياسات كمى بيان مى گردد ، تشخيص و به كار بردن واحدهاى رياضى تقريباً امكان ناپذير است ، مگر اين كه عدد را آن چنان تجريد نماييم كه حد واقعى را كه باعث انتزاع عدد مى گردد ناديده بگيريم . بنا بر اين موضوع واحدها در جريانات روانى كاملًا قرار دادى خواهد بود . .