تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨١ - مباحثى در جبر و اختيار
٤ - كار عادى ، اين قسم كارها به طور آسان و روان از انسان صادر مى گردد كه در نتيجه كار مكرر به شكل عادى در مى آيد ، اگر اراده وجود داشته باشد ، تحريك آن اراده احتياج به فعاليت روانى زيادى ندارد .
٥ - ارادى ، كارهاى ارادى در هر جاندارى وجود دارد ، بنا به تعريف اراده كه عبارت است از خواستن به طور عمومى ، براى زندگانى مانند زير بنايى است كه دائماً در فعاليت است . اين اراده كه يك پديدهء عمومى است با كارهاى اضطرارى و عادى هم سازش دارد ، نهايت امر اين است كه در كارهاى اضطرارى خواستن بدون احساس لذت است ، زيرا اراده در كارهاى اضطرارى تحميلى مى باشد .
٦ - كارهاى اختيارى ، در تعريف اختيار كه حساسترين پديدهء روانى انسانى است آن چنان كه مى بايست دقت نمى شود ، و به همين جهت است كه اغلب تفاهم صحيح ميان متفكرين و نويسندگان در اين مسئله مشاهده نشده است . تعريفى كه مى توان براى اختيار در نظر گرفت به اين قرار است :
هر كارى كه با تسلط و نظارت « من » كه دو قطب كار و خود دارى را هدايت مى كند انجام بگيرد ، اين كار اختيارى مى باشد .
پس در حقيقت اساس كار اختيارى همان نظارت و تسلط « من » است ، و اندازه اختيارى بودن كار بايستى با همين « نظارت و تسلط من » سنجيده شود .
و از آن جهت كه انگيزگى عوامل براى « من » هاى انسانى گوناگون است ، يا « من » هاى انسانى در مقابل انگيزه ها از نظر مقاومت و خود باختگى مختلف است ، لذا هرگز نمى توان گفت كه قانون بهره بردارى انسانها از نيروهاى اختيار چيست ، و كارى كه شروع مى شود چگونه به پايان خواهد رسيد ، آيا همهء آن كار اختيارى خواهد بود ، يا مركب از اختيار و غير اختيار از اقسام پنجگانهء كار كه به طور اختصار تعريف كرديم ؟