تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧ - پديدهء عشق
لطف و عظمت كلام رومى در بارهء عشق موقعى شگفت انگيز است كه سوز و گداز عشق را با خود آگاهى به ساير پديده ها و شئون انسانى در هم مى آميزد ، بدين معنى كه در آن حال كه از عشق سخن مى گويد ساير پديده هاى روانى از قبيل انديشه و اراده و تصميم . . . را هرگز از نظر دور نداشته است ، بالاتر از اينها او جريان عشق را با دانش آن چنان وفق مى دهد كه انسان ، يقين پيدا مى كند كه عشق بدون دانش ، محبت مسخ شدهاى است كه از ليست علم الامراض فرار كرده در قاموس آدم فروشان قرن ما خود نمايى مى كند ، مضامين ظاهرى ابيات گذشته كه مورد بررسى ما است تقريبا ساده و آسان به نظر مى رسد ، ما مجبوريم براى توضيح همين مضامين ساده نما و آن چه كه جلال الدين در طول كتاب مثنوى ده ها بار آن را تحت عنوان عشق مطرح مى سازد ، تا اندازهاى روشن شويم و لذا مقدارى در بارهء اين پديده شگفت انگيز بحث مى كنيم .
پديدهء عشق فلاسفه و روان شناسان چه در گذشته و چه در دورانهاى كنونى در بارهء نمود عشق سخنها گفتهاند ، اگر كلمهء عشق را از دست ادباء و كلمه وجدان را از دست بشر دوستان زبردست بگيريد ، از آثار آنها چيزى باقى مى ماند كه به خواندن و مطالعه اش نخواهد ارزيد ، در بارهء عشق و وجدان آخرين جملهاى كه وجود دارد اين است : كه در بارهء اين