تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٩١ - نظرى در وحدت موجود و وحدت وجود
نظرى در وحدت موجود و وحدت وجود اين مسئله نظرى در مسئلهء ارتباط حادث با قديم يا ارتباط ممكن با واجب الوجود مى باشد . براى توضيح اين مسئله مجبوريم به عنوان مقدمه مطالبى را بيان كنيم :
مطلب اول - جايى براى ترديد نيست كه مشكلاتى در جهان هستى وجود دارد كه ناشى از اين است كه افكار انسانى خدايى را براى خود مطرح مى كند ، سپس در مقابل خدا ساير موجودات را مطرح مى كند . هنگامى كه اين دو موضوع ( خدا و غير خدا ) براى او مطرح شد ، از خود مى پرسد آيا خدا علت به همان معناى اصطلاحى و غير خدا تمام موجودات معلول « به معناى اصطلاحى » مى باشد ؟ گفته مى شود : براى تصور علت و معلول اصطلاحى در اين باره احساس مى كند كه بايستى بگويد : تمام موجودات ازلى و ابديست ، يا اين كه خدا سابقه نيستى دارد ، زيرا اگر بگوييم : از هنگام وجود معلولات خدا يعنى موجودات عرصهء هستى ، خدا وجود دارد ، پس خدا مسبوق به نيستى است ، زيرا معلولات مسبوق به نيستى مى باشند . و اگر بگوييم : از هنگام وجود خدا معلولات وجود دارند ، بايستى بگوييم موجودات ازلى مى باشد .
و همچنين مسئلهء سنخيت مطرح مى شود كه يكى از شرايط ضرورى در قانون عليت به معناى كلاسيكى آن ذكر شده است . خلاصه عليت نمى تواند مسئله « خدا و غير خدا » را كاملًا حل و فصل كند ، لذا در آيات قرآنى و روايات معتبره عنوان علت براى خدا ديده نشده است . و همچنين مشكلات ديگرى در بارهء هدف خلقت و نزديكى خدا به انسان و ساير موجودات مطرح مى گردد . اين مشكلات در فلسفه به پاسخهاى قانع كنندهاى نرسيده است ، از اين جهت مسئلهء « وحدت » براى اذهان گروهى جلوه نموده است ، اين وحدت مى تواند تمام اشكالات ناشى از دوئىها را بر طرف بسازد .
در بارهء وحدت كه اين مشكلات را حل و فصل مى كند . نظريات گوناگونى