تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١ - مسئله سوم خصوصيتى كه عشق در ميان ساير پديده هاى روانى دارد
خصوصيتى كه عشق در ميان ساير پديده هاى روانى دارد اين است كه ما نمى توانيم عشق را از راه دوم شناخته و درك كنيم ، زيرا عشق براى خود نه ضدى مى گذارد و نه مفهوم مقابلى كه بتوانيم با آنها معلومات خود را در باره عشق تكميل كنيم .
مثلا ما مى توانيم هر يك از نمودهاى درونى ذيل را هم به طور مستقيم و هم با نمودهاى مخالف يا متضاد آنها ، كاملا دريافت كنيم :
لذت الم شادى اندوه انبساط گرفتگى پيوستگى افكار گسيختگى افكار تمركز قواى دماغى پراكندگى قواى دماغى محبت كينه اراده خود دارى يقين ترديد ميل كراهت اختيار جبر اميدوارى نااميدى رضايت خشم ٠ ٠ ٠ ٠ ٠ ٠ ٠ ٠ ٠ ٠ ٠ زيرا از آن جهت كه هر گونه نمود روانى يك نقطهء مثبتى در جريان معمولى زندگى است ، حد اقل نبود آن نمود ، نقطه منفى خواهد بود كه ما آن را احساس مى كنيم .
اين كه گفتيم « حد اقل » براى اين است كه گاهى در مقابل نقطهء مثبتى يك نقطهء مثبت ديگر كه ضد آن است وجود ندارد يا براى ما قابل درك نيست .
با يك عبارت كلىتر مى گوييم : اگر فرض كنيم كه جريان طبيعى زندگى ما