تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٣ - هگل و اصالت عقل كل
بايد بگوييم : كلى به منزلهء غايت و موجودات فعلى به منزلهء صور نوعيه هستند . صور نوعيهء اشياء كه موجوديت فعلى آنها است پيش از غايت يا غايت پيش از آنها نيست ، اين هم زمانى از نظر وجود خارجى است و از نظر تحليل عقلانى خواست غايت مقدم و به وجود آورندهء صور نوعيه ( موجوديت فعلى اشياء ) و وجودش پس از آنها است پس معلوم شد كه وابستگى موجودات جهان به « كلى » مانند وابستگى صور نوعيه ( موجوديت فعلى اشياء ) به غايت ، در فلسفه ارسطويى است .
٩ - چنان كه در فلسفهء هگل « كلى » حقيقت معقول جهان هستى است ، همچنان وابستگى تمام موجودات جهان هستى به « كلى » هم جنبهء تعقلى دارد ، مانند وابستگى نتيجه به مقدمات ، نه وابستگى معلول به علت اين دوگانگى در وابستگى ( وابستگى كلى به موجودات و وابستگى موجودات به كلى ) درست شبيه به وابستگى صور نوعيه موجودات به غايت و وابستگى غايت به موجودات در فلسفهء ارسطو مى باشد .
وابستگى عقلى ميان موجودات و كلى چه معنا دارد ؟ جاى ترديد نيست كه ترتب و صدور نتيجه از مقدمات يك پديدهء عقلانى خالص است .
يعنى هنگامى كه مى گوييم :
سقراط انسان است .
هر انسان فانى است .
پس سقراط فانى است .
به هيچ وجه در جهان هستى تغير و دگرگونى به وجود نمى آيد ، بلكه تنها در جهان عقلى واحدهايى تشكل منطقى پيدا كرده نتيجهاى كه « سقراط فانى است » مانند غايت تعقل از دو مقدمه مزبوره نمودار مى شود .
١٠ - گفتيم كه كليات مانند ساير موجودات جهان هستى وجود مشخص ندارند ، بلكه كليات حقايق اصيل هستند ، از اين اصل چنين نتيجه مى گيريم كه كليات وابسته به ذهن ما نمى باشند ، زيرا اگر وابسته به ذهن انسانها باشند مانند ساير موجودات مشخص و