تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢٥ - وسايل و مهارتهاى در مقابل مقدرات خنثى مى گردند
و بهره بردارى از قواى عضلانى در امتداد زندگانى است . و تا كنون هيچ يك از پيامبران الهى و مصلحين و اولياء اللَّه ديده نشده است كه بنشيند و دست روى دست بگذارد و بگويد من به خداى خود توكل كردهام ، و خدا همه كارها را انجام خواهد داد .
وسايل و مهارتهاى در مقابل مقدرات خنثى مى گردند ٣ - گفته مى شود : ما هزاران مردم هشيار و عاقل را ديديم كه در زندگانى به هزاران وسيله تشبيث كردند ، و هر گونه چاره جويى در امور را مى دانستند ، ولى اسكنجبينهايشان صفرا مى آورد ، و روغن بادامهايى كه تهيه مى كردند خشكى مى نمود ، آنان از بلايى به بلاى ديگر رو مى آوردند .
براى بهبود زندگانى تقلاها مى كردند ، ولى در حقيقت از مار رهايى پيدا مى كردند ، اما به چنگ اژدها مى افتادند .
ما اين مطلب را انكار نمى كنيم ، ولى چيزى كه هست اين است كه اين محروميت كه دامن گير افراد فراوانى مى گشت ، علتش منحصر در مسئلهء قضا و قدر اجبارى نبوده است زيرا گاهى فساد جامعه آنان را از رسيدن به مقصود باز مى داشت ، گاهى طمع مال زيادتر يا مقام والاتر آنها را كور و كر مى كرد . گاهى در تشخيص وسايل افراطگرى مى نمودند . به اضافهء اين كه در مقابل اينان افراد فراوانى هم نتيجهء سعى و كوشش خود را كاملًا به دست مى آوردند .
و اما اگر دقت بيشترى كنيم خواهيم ديد مطابق اين آيهء شريفه كه مى فرمايد :
« نحن قسمنا بينهم معيشتهم » .
( ما هستيم كه روزىهاى آنها را ميانشان تقسيم كردهايم ) .
خصوصيت محيطها و نيروهايى كه وسيلهء تحصيل موقعيت مادى و يا معنوى در زندگانى است ، براى افراد انسانى مختلف و محدود و معين است . و اين مسئلهاى است كه هيچ كس نمى تواند منكر آن بوده باشد .
ولى با اين حال براى به دست آوردن همان معيشت مقسوم و پيش بينى شده ،