تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٤ - عتاب كردن جحود آتش را كه چرا نمى سوزى
تعريف عنصر
تقسيم كلى در نژاد عرب
((٨٤٥)) اين سبب را آن سبب عامل كند باز گاهى بىپر و عاطل كند (١)
((٨٤٤)) و آن سببها كانبيا را رهبر است آن سببها زين سببها برتر است
((٨٤٦)) اين سبب را محرم آمد عقل ما و آن سببها راست محرم انبياء
((٨٤٧)) اين سبب چه بود به تازى گو رسن كاندر اين چه اين رسن آمد به فن
((٨٤٨)) گردش چرخ اين رسن را علت است چرخ گردان را نديدن زلَّت است (٢)
((٨٤٩)) اين رسنهاى سببها در جهان هان و هان زين چرخ سر گردان مدان
((٨٥٠)) تا نمانى صفر و سر گردان چو چرخ تا نسوزى تو ز بىمغزى چو مرخ (٣)
((٨٥١)) باد و آتش مى شود از امر حق هر دو سر مست آمدند از خمر حق
((٨٥٢)) آب حلم و آتش خشم اى پسر هم ز حق بينى چو بگشايى نظر
((٨٥٣)) گر نبودى واقف از حق جان باد فرق چون كردى ميان قوم عاد
تعريف عنصر عنصر - مادهء بسيط را كه قابل تجزيه به غير از خود نبوده باشد ، عنصر مى نامند و در علوم طبيعى گذشتگان و فلسفه عنصر منحصر به چهار بوده است :
( آب ، آتش ، خاك ، باد ) ولى در دورانهاى متأخر ثابت گشته است كه عناصر نه تنها منحصر به چهار عنصر مزبور نيست ، بلكه اصلا آن چهار تا عنصر نمى باشند .
تقسيم كلى در نژاد عرب عاد نام يكى از قبايل عرب بائده است .
عرب از حيث نژاد اولاد به دو گروه عمده تقسيم مى گردد :
١ - عرب بائده .
(١) عاطل بىكار .
(٢) زلت لغزش .
(٣) مرخ درخت بادام تلخ و نام گياهى است كه سابقاً در ايجاد آتش آن را در زير هيزم مى گذاشتند كه به جهت اصطكاك و مالش از آن آتش توليد مى گشت . .