تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٨٣ - تفسير ابيات
فرو برده گاه با حالت قاطعانه ما را به جوش و خروش وادار مى كند و در مرحلهء پستترى قرار مى گيرد ، با اين حال نمى توانند آن حالت با عظمت روحى را كه از اين نمودها بر كنار است و تحت تأثير آنها قرار نمى گيرد در هم بكوبد ، اين يك حالت نادرى است كه انسان بتواند انگيزه هاى جهان هستى را آن چنان محاسبه نمايد و دامان روح را از آلودگىها به آنها پاك و مبرا نمايد كه گويى در اين جهان زندگانى نمى كند .
چون خزان حمله كند بندهء آن بلبل مستم كه جدايى نكند از گل و در لانه دهد جان (
لاهوتى ) تفسير ابيات به آن جهت تمام عالم از صفت غيرت برخوردارند ، كه ايجاد كنندهء آنها يعنى خداوند غيور است .
آرى از آن جهت كه خداوند به منزله روح اين جهان است ، هميشه كالبد از روح تأثير پذير مى باشد . » به تحليل بيت مربوط مراجعه شود » .
آن كسى كه عين محبوب براى او محراب ستايش گشته است ، او ديگر احتياجى به تبعيت از رسوم مقرره براى تبعيت ندارد .
كسى كه او جامه دار شاه است براى او مأموريت داد و ستد براى پادشاه خسارت است .
كسى كه آن توانايى را پيدا كرده است كه مى تواند با شاه همنشين بوده باشد ديگر آستانه نشينى براى او جاى تأسف است ، چنين شخصى مغبون خواهد بود .
اگر پادشاه براى او اين عطا را كرده است كه دستش را ببوسد نوبت به پا بوسيدن نمى رسد اگر چه سر بر پاى شاه نهادن بوسيدن دست كه تقرب بيشترى است خطا و لغزش محسوب مى گردد .