تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٢٨ - باز گفتن بازرگان با طوطى آن چه در هندوستان ديده
قرار گرفته ، برگشت واقعى آن مستلزم برگشت تمام حوادث مربوط به آن رويداد خواهد بود .
سخن گفتن هم يكى از همين رويدادها است . مواظب باشيد كه هنگامى كه يك سخن از دهان درمى آيد . در حقيقت تيرى را در هوا رها مى كنيد ، اگر آن سخن به سود شما نبود يا به ضرر شما يا به ضرر جامعه بود كار خود را خواهد كرد ، و محال است كه آن سخن گفته شده مانند سخن گفته نشده تلقى گردد . و به عبارت عمومى تر و روشنتر بايد گفت : سخن نه تنها به عنوان يك موجود جامد در صحنهء طبيعت و انسان مى غلطد و سپس هيچ گونه تأثير و تفاعلى با موجودات ديگر ندارد ، بلكه مانند يك ماده متحرك و جاندارى است كه تا تحرك و جنبش در مفاد آن بوده باشد ، اثر طبيعى خود را ايجاد خواهد كرد .
به همين جهت است كه تدبير در سخن و ملاحظهء همه جوانب آن منطق هر سخنور عاقلى است . نه تنها سخن بلكه هر عامل محركى كه وجود آن با اسباب معينى بروز مى كند ، در آغاز بروز ممكن است به شكلى كه از آن جلوگيرى نمود ، ولى هنگامى كه بروز كرد و در درياى اجتماع افتاد ، امواج مناسب به خود را ايجاد خواهد كرد .
آرى :
سرچشمه شايد گرفتن به بيل چو پر شد نشايد گذشتن به پيل
هيچ كس در دنيا در هيچ حالى خود را از حيطهء قانون علت و معلول نمى تواند كنار بكشد ، تمام حركات و سكنات او با ملاحظهء نسبت سنجى يا معلول عللى هستند و يا علل معلولاتى . و در عين حال كه علل معلولاتى هستند خود معلولات عوامل ديگر مى باشند . و بالعكس .
اين قانون « عليت » در مورد اولياء الله كه به جهت تكامل روحى عوامل پشت طبيعت را هم مى شناسند ، و يا با همان عوامل هم مانند نمودهاى حسى در تماس مى باشند يا جريان ندارد ، يا در شكل ديگرى است ، كه نمى توان آن را با « عليت » روى پردهء طبيعت مقايسه نمود .