تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٠ - آيا تفاعل و تكاپوى ضدين است يا اتحاد ضدين ؟
بدهد ، مرد عاقل بانگ خر را از بانگ در كاملًا تشخيص مى دهد ، پيغمبر ما فرمود :
« المرء فى طى لسانه لا فى طيلسانه » [١] مرد با حركات زبان گويايش شناخته مى شود نه با پوشاكى كه به گردن و دوش انداخته است .
رنگ رو وضع دل انسانى را آشكار مى كند ، اى شير به من رحم كن ، و مهر و محبتم را در دل خود ايجاد كن ، كه من مستحق محبتم .
گلگون بودن رنگ يك فرد ، اطلاع مى دهد كه : آن شخص در حال نشاط و غرق نعمت شكر است ، در صورتى كه رنگ زرد كاشف از تحمل ناملايم و ابهام مى باشد .
آن چه كه فعلًا به من عارض شده است ، عارضهاى است كه اگر به آدم و جانور و نبات و جامد رومى داد ، آنها را هم دگرگون مى ساخت . اين عارضه دست و پاى مرا از حركت انداخته ، رنگ و رويم را زرد كرده است .
عارضهاى است كه بر هر چيزى فرود آيد در هم مى شكند ، اگر درخت بوده باشد آن را از بيخ و بن بر مى كند .
اين تغييرات را كه در من مى بينى ، اجزاء ظاهرى من مى باشند كه چنين دگرگون شدهاند ، همين تغيير در جزييات خود كاشف از اين است كه كليات درونى من ( نيرو و پديده هاى نهانى ) چه اندازه در حال دگرگونى است آرى هر تغييرى كه احساس شود نتيجه دگرگونى در مبادى عالى موجودات است .
جهان را كه مى بينى ، گاهى در حال تحمل است و گاهى در اضطراب . بوستانها گاهى زيور و زينتهاى نباتى را مى پوشند ، و گاهى ( در خزان ) كاملًا عريان مى باشند .
[١] اين جمله از امير المؤمنين عليه السلام هم نقل شده است . .