تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٤ - تفسير ابيات
و از آن جهت كه كوشش و مجاهدت را هم خود قضا براى ما تعيين كرده است ، از اين جهت بايستى كار كرد تا با قضا مبارزه نشود . اگر در اين مطلب كه كار و اطاعت به هيچ كس ضرر نرسانيده است دروغ يا گزافه گويى كنم ايمان ندارم . اين يك مطلب ديگرى است كه مى خواهد بگويد : در بىكارى و تسليم كور كورانه احتمال ضرر قطعى است ، در صورتى كه در كار و كوشش هيچ كس زيان نديده است ، زيرا نه عقل و نه روشهاى محسوس زندگانى و نه آيات الهى و نه روايات صادره از مقام معصوم در بارهء كوشش و كار كوچكترين توبيخ يا منعى ننموده است .
بلكه چنان كه گفتيم : تمام مدارك معتبر اسلامى كار و كوشش را مجاهدت در راه خدا معرفى كرده است .
تو كه سر سالم دارى چرا به سر خود دستمال مى بندى ؟ « اين يك مثل ظريفى است كه مى گويند : « سرى كه درد نمى كند دستمال مبند » . اكنون كه تو وسايل كار و كوشش دارى چرا خود را به لنگى و كرى و كورى مى زنى ؟ آرى اين چند روز زود گذر را بكوش و سعى كن و متحمل ناراحتىها باش ، بقيهء دامنهء وجود را كه تا به ابديت كشيده شده است ، بخند و شادمان باش .
آن كس كه در كارهاى خود هدف از زندگانى را دنيا قرار داد ، و در جستجويش زندگانى خود را سپرى نمود ، بدترين محال را منظور كرده است ، زيرا كه دنيا آن چنان كه مورد تمايل ماست دستگير ما نخواهد بود ، به اين معنا كه آن « مى خواهم » بىنهايت كه فقط با يك هدف بىنهايت روحانى اشباع خواهد گشت ، نمى شوند با نمودها و پديده هاى زندگانى دنيا اشباع شود . بهترين حال را به دست آورده است كسى كه از تمام كوششهاى دنيوى عنوان وسيله منظور نموده و عقبى را جستجو مى كند .