تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٩ - ٤ - عظمت كار و كوشش از نظر جبران خليل جبران
به تو مى گويد : در آن راه نبايد خوابيد . آقايى كه از جبر طرفدارى مى كنى ، متوجه باش و در اين بيابان اسرار آميز در روى ريگهاى سوزان مخواب ، اگر مى خواهى بخوابى ، در زير درخت ميوه دارى بخواب كه حد اقل اگر ميوهاى هم از آن درخت به طور ناخود آگاه افتاد ، به دهان تو بيفتد . حتى خود كوشش و جستجو براى پيدا كردن درخت بار دار خود كارى است ، و از جبر مطلق رهايى يافتن است .
باز مى خواهيد اعتقاد به جبر مطلق را براى شما توضيح بدهم ؟ جبر در ميان راه زنان خوابيدن است .
عوامل طبيعت از هر سو بر شما حمله مى آورد ، شما در ميان عوامل محاسبه نشده مورد شبيخون آن عوامل هستيد ، اگر مى خواهيد خود را تسليم به همين عوامل بنيان كن بسازيد ، « به بهانهء اين كه كارها دست خداست » پس برويد در ميان كوهستانها بخوابيد ، و از راه زنان هم بيمى نداشته باشيد ، زيرا تمام كارها در دست خداست ، بگذاريد ميكرب تمام بدن شما را نابود كند ، زيرا تمام كارها در دست خداست ، و بگوييد آن ميكرب ساختهء قوانين طبيعت است ، كه جلوه گاه مشيت خداست ، پس به مبارزه بر نخيزيد تسليم تكوينى به تمام معنا در مقابل خدا ، در اين جهان زندگانى كار ، و در جهان ابديت گرفتن نتايج آن است بدون توانايى به ايجاد تغيير ، در آن موقع هيچ كار و فعاليتى از ما خواسته نخواهد شد ، زيرا به قول امير المؤمنين عليه السلام :
« اليوم عمل و لا حساب ، و غدا حساب و لا عمل » .
( امروز كار است و محاسبه آن مشهود نيست ، و فردا كه راه به سوى ما وراى طبيعت باز كردى و از دنياى كوشش و تلاش رهايى پيدا كردى