تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٥٠ - هر اندازه كه ١٧١ خود ١٨٧ انسان عالىتر بوده باشد نظارت و تسلط ١٧١ خود ١٨٧ در كارهاى وسيعتر و عميقتر خواهد بود
مى گردد ، زيرا عامل و انگيزهء حركات و سكنات انسانى از عوامل خارج رخت بر بسته و از قلمرو « خود انسانى » سر مى زند . اما هنوز نمى توانيم بگوييم : انسان از عامل جبر به طور كامل رهايى يافته است ، زيرا هنوز « خود طبيعى » با « خود انسانى » در هم مى آميزند و در صدور حركات و سكنات انسانى شركت مى كنند ، به همين جهت است كه جلال الدين در ابيات گذشته گفته است كه : اى داد از دست اين بت درونى ، كه نمى گذارد انسان در دايره عالىتر كه گام گذاشته است ثبات و استقرارى داشته باشد . زيرا نفس هر دو قلمرو را « خود » جلوه مى دهد .
انسان تدريجاً و با به دست آوردن رشد روانى بيشتر از اين دايره « خود انسانى معمولى » هم گام فراتر نهاده به « خود انسانى - الهى » وارد مى شود . اين قلمرو بس شگفت انگيز است كه حتى انسان مى تواند زنجير « خود انسانى » را هم از دست و پاى روح بر كنار ساخته تمام مراحل گذشته را در دايره محدودى نهاده بر همهء آنها مسلط شود . در اين قلمرو آزادى با آن چهرهء ملكوتى نمودار مى شود ، زيرا تمام اقسام « خود » از صحنهء روح بر كنار شده است ، و يا اين كه تأثير و تحريكات آنها در پرتو نور افكن « خود انسانى - الهى » فعاليت مى كنند .
دايره هايى را كه از پديده هاى ابتدايى جبر شروع كرديم هر چه كه وسيعتر مى شوند ، قدرت جبرى آنها بيشتر مى شود ، يعنى قدرت جبرى جويبارى كه سر راه انسان قرار گرفته بود در مقابل قدرت جبرى تمايلات و هوسهاى انسانى بسيار ناچيز است .
چنان كه قدرت جبرى تمايلات و هوى و هوس در مقابل عوامل جبرى نوع دوستى و عدالت ناچيز مى باشد ، پس هر قلمروى از پديده هاى جبرى را كه انسان در پشت سر مى گذارد ، به قلمرو جبرى نيرومندترى وارد مى شود ، اما چيست آن نيرو يا هر عاملى كه شما نام مى گذاريد كه انسان را از يكايك آن قلمروها بالاتر مى برد ؟ پاسخ اين سؤال است كه معناى « جبر عالى در مقابل اختيار عالى » را به ما