تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٧٤ - آيا طريقت با شريعت ناسازگار است ؟
خود بهترين طريق به بارگاه الهى است و طريقت اصطلاحى كه بعضى عوامها دم مى زنند ، ناسازگارى ايجاد كنند ، اين يك اقدام بسيار ابلهانه است .
آيا يك فرد عاقل مى تواند بگويد : على بن ابى طالب عليه السلام در طريق خدا نبوده است ؟ آيا او به شريعتى كه فقط يك عادت مجازى و تقليد كوركورانه است پايبند بوده و مشغول سير و سلوك الى الله نبوده است ؟ آيا حسين بن على عليه السلام با آن نيايش عرفه اش كه با عظمتترين معانى الهى را در آن دعا بيان نموده است ، در طريق الى الله گام بر نمى داشته است ؟ بدون ترديد اگر اين بزرگواران اهل سلوك واقعى نبودهاند ، كس ديگرى در اين خاكدان پيدا نمى شود كه با عالم بالا مربوط بوده باشد ، در عين حال اين بزرگواران دقيقاً و مو به مو احكام اسلامى را عمل نموده و به ديگران تعليم فرمودهاند . در رديفهاى معمولى بشرى مثلًا ملا محسن فيض كاشى و صدر المتألهين را مى بينيم كه در عين تعبد واقعى مردان عارف و از متالهين بودهاند .
بنا بر اين عمل به وظايف اسلامى و اعتقاد به اصول اسلامى منحصرترين راه معرفت خداوندى است ، آيات قرآنى كه در نزديكى خدا به انسان و تحريك به سير و سلوك در راه خدا انجام مى دهد ، جز طرق گوناگون سلوك الى الله چيزى را نشان نمى دهد ، خواه در قالب بيانات اجتماعى و حقوقى باشد و خواه در لباس اخلاق و داستان و غير ذلك .
خلاصه با نظر به حقيقت آيين پاك اسلام از يك طرف ، و افراد با عظمت مسلمين از طرف ديگر كاملًا روشن مى شود كه شريعت حقهء اسلامى بهترين و عالىترين راه به سوى خدا است .