تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٧٢ - آيا طريقت با شريعت ناسازگار است ؟
مى باشند . اين است آن چه كه ما از مذهب صوفيه فهميدهايم ، آنان به اضافهء اعتقاديات و عمل به احكام اسلامى به درجات عالى و احوال شريفهاى نائل مى شوند و منازل كمالات را در انواع عبادات و حقايق اطاعات و اخلاق نيكو طى مى كنند » . [١] و به هر حال از عرفا و متصوفه اسلامى آنان كه در ميان اين گروه برجسته و مسموع الكلمه هستند ، هرگز ادعاى مخالفت با آيين اسلام شنيده نشده است . عمده مطلب در اينجاست كه گفته مى شود : اگر چه آنها چنين ادعايى را نكردهاند ولى از روش بعضى از كلمات آنها مخالفت با اسلام احساس شده است .
در اين مسئله مى گوييم : دو موضوع را بايستى ما از يكديگر تفكيك نماييم : يكى اين كه آيا بعضى از مطالب كه گروه متصوفه و عرفا ابراز مى كنند واقعاً با اصول و احكام اسلامى مخالفت دارد ؟ دوم اين كه اگر مخالفت داشته باشد ادعاى آنان در اين باره كه ما مخالف اسلام اعتقادى نداريم و عملى انجام نمى دهيم ، آيا مسموع است يا نه ؟ در بارهء موضوع اول مى گوييم : هيچ گونه جاى ترديد نيست كه مكتب اسلام روش مشخص و اصول روشن و تنقيح شدهاى دارد ، اختلافاتى كه ميان فرق اسلامى وجود دارد غالباً از نظر تطبيق به جزييات است كه موجب خروج از اسلام نمى باشد ، مانند اشاعره ، معتزله ، اماميه ، زيديه . . . و امثال اينان و بدون ترديد هر يك از اين فرقه ها در منابع اوليهء اسلام براى مذهب خود نظريات و تفسير و تأويلاتى دارند و هرگز ديده نشده است كه با اين كه مثلًا صريح آيهء قرآن حكمى را بيان كند و عمل به آن آيه از هيچ نظر فنى مورد اشكال نباشد مسلمانى با آن آيه مخالفت نمايد .
از آن طرف سرتاسر كتب مهم عرفا را كه مى بينيم مانند مثنوى و غير ذلك آنان تمام مطالب عاليه را كه مطرح كردهاند به منابع اسلامى تكيه كرده ، حتى اين مطرح كردن روى محاسبه انجام گرفته است ، جلال الدين در مثنوى قريب به نصف قرآن را مورد استناد قرار داده
[١] اللمع فى التصوف ، ابو نصر عبدا . . . بن على السراج الطوسى ، ص ١٠ . .