تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٢ - حالت انقطاع روانى ما را به طور مستقيم به خدا متوجه مى سازد
((٧٣)) آن خيالى كه شه اندر خواب ديد در رخ مهمان همى آمد پديد نور حق ظاهر بد اندر آن ولى نيك بين باشى اگر اهل دلى آن ولى حق چو پيدا شد ز دور از سر و پايش همى مى تافت نور
((٧٤)) شه به جاى حاجبان در پيش رفت پيش آن مهمان غيبى خويش رفت ضيف غيبى را چو استقبال كرد چون شكر گويى كه پيوست او به ورد
((٧٥)) هر دو بحرى آشنا آموخته هر دو جان بىدوختن بر دوخته آن يكى چون تشنه و آن ديگر چو آب آن يكى مخمور و آن ديگر شراب
((٧٦)) گفت معشوقم تو بودستى نه آن ليك كار از كار خيزد در جهان
((٧٧)) اى مرا تو مصطفى من چون عمر از براى خدمتت بندم كمر
((٥٥)) شه چو عجز آن حكيمان را بديد پا برهنه جانب مسجد دويد
حالت انقطاع روانى ما را به طور مستقيم به خدا متوجه مى سازد اينك پس از آن كه پادشاه از وسايل طبيعى كه به طور صد درصد نتيجهء مثبت آن را به حساب آورده بود مأيوس و نااميد شده ، رو به سوى عبادتگاه مى گذارد . آن حالت انقطاع حقيقى كه نويد گشايش مشكلات را مى دهد ، براى پادشاه حاصل شد .
اولا به مقام شامخ ربوبى حمد و ثنا گفت ، و سپس در حالى كه انفجار شديد روانى رخ داده بود ، در پيشگاه خداوندى اعتراف كرد كه سببيت سببها به دست تو است ، اگر اين اسباب را به اعضاى ظاهرى تشبيه كنيم ، تأثير تو در اين اسباب مانند تأثير روح در اعضا است .
بيت ششم داراى يك روحانيت بسيار عالى است كه ما به طور فراوان در مثنوى با آن روبرو هستيم ، مى گويد :
خداوندا ، اين اولين اشتباه و خطا كارى و تقصير نيست كه از ما سر مى زند و با نخوت