تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٠ - رابطه صورت و معنى
تن ز جان و جان ز تن مستور نيست ليك كس را ديد جان دستور نيست
و با اين مثال مى توانيم اين تناقض را بر طرف كنيم كه چطور مى گوييد كه خدا روشنترين حقيقت است كه در جهان هستى وجود دارد ؟ زيرا اين روشنايى از يك جهت عالىترين روشنايى است كه ما در بارهء خدا داريم ، كه مى توانيم او را مانند « من » بدون واسطه و به طور مستقيم دريابيم
((١١٣٦)) صورت از معنى چو شير از بيشه دان يا چو آواز و سخن ز انديشه دان
رابطه صورت و معنى اين مسئله يكى از نتايج مسئله اصالت عقل است كه در گذشته بررسى كرديم . در اين مسئله مى گويد : اصالت با معناست كه به طور عموم به معناى روحانيت جهان هستى است .
چنان كه شير از بيشه است ، يعنى در بيشه توليد گشته از آن جا نمودار مى گردد . همچنين جهان صور از معنى توليد و نمودار مى گردد ، و نيز اصالت معنى در مقابل صورت ، مانند اصالت انديشه در مقابل آواز و سخن مى باشد ، اگر انديشه و تصورات قبلى نبوده باشد محال است كه آواز و سخنى از انسان صادر گردد . مى گويد : ثبات و پايدارى كه در جهان معنى و روح تصور مى گردد ، باعث مى شود كه اين جهان طبيعت كه محكوم به حركت و زوال است ، ناشى شده از عالم معنى تلقى گردد .
و اين عمده دليل افلاطون به اثبات « مثل » مى باشد ، ولى بايستى اين حقيقت را هم در نظر گرفت كه آن معنا كه براى جهان طبيعت زير بنا تصور مى گردد ، با اين الفاظ و مفاهيم معمولى قابل توضيح و تفسير نمى باشد .
آرى اين مقدار فقط درك مى كنيم كه در جهان طبيعت حقايق بسيار ظريف