تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٢ - روشنترين دليل اختيار
روشنترين دليل اختيار ما در اين باره يك استدلال براى اختيار بيان مى كنيم كه براى خود اين جانب جلوه كرده قانع ساخته است ، و مطالعه كنندهء محترم خود با انديشهء همه جانبه در اين باره به تفكر خواهد پرداخت ، دليلى كه مرا قانع ساخته است كه در انسان نيرويى يا حالتى به عنوان اختيار وجود دارد ، يا به طور عموم انسان مى تواند بعضى از كارها را اختيارا انجام دهد ، به قرار ذيل است :
تصور فرماييد كه من يك تابلوى بسيار زيبايى دارم كه فوق العاده آن را مى خواهم و به هيچ وجه حاضر نيستم آن را از دست بدهم ، و به عبارت كلى هيچ يك از عوامل معمولى كه ممكن است انگيزهء فروش يا از دست دادن اين تابلوى مفروض بوده باشد ، نمى تواند مرا وادار نمايد كه اين تابلو را در مرتبهء شديدترين اراده مى خواهم .
اكنون فرض كنيد يك حادثه بسيار با اهميتى روى داده است ، اين حادثه با جان من بازى مى كند ، مثلًا محتاج به عمل جراحى شدهام كه اگر اين عمل را انجام ندهم براى من خطر جانى خواهد داشت ، پولى را كه براى اين عمل بايستى بپردازم ندارم ، فقط قيمت اين تابلوست كه مى تواند اين پول را براى من فراهم بسازد ، در اين فرض روش عقل و انديشه و وجدان همگى دست به هم داده مرا وادار به فروش تابلوى مفروض مى سازند ، و اگر خواستن تابلوى مزبور به مرتبهء بيمارى روانى نرسيده باشد ، بدون شك تابلو را فروخته ، اقدام به عمل جراحى خواهم كرد .
تا اينجا مثال بسيار روشن است ، اكنون مى توانيم وضع خواست تابلو را كه پيش از رويداد عمل جراحى در من وجود داشت مورد مطالعه قرار بدهيم ، مى دانيم كه با اين رويداد ، خواست تابلو در من از بين نرفته و نمرده است ، بلكه تحت فشار ارادهء دوم كه عبارت است از خواستن عمل جراحى قرار گرفته ، روح مرا شكنجه مى دهد ، يعنى به اصطلاح