تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩٧ - ادب از الطاف خداوندى است
((٧٨)) از خدا جوييم توفيق ادب بىادب محروم ماند از لطف رب
ادب از الطاف خداوندى است فساد انسان بىادب را به آتش تشبه مى كند ، كه مى تواند جهانى را بسوزاند . البته از نظر واقعى چنان كه يك انسان كامل مى تواند اجتماعى را پيش ببرد و موجبات سعادت جامعه بلكه دنيايى را فراهم كند ، همچنين يك انسان فاسد مى تواند جامعه بلكه دنيايى را به آتش بكشد . هر دو نمونه در تاريخ به طور فراوان وجود دارد . رديف پيامبران و اولياء الله كسانى بودند كه جوامع بلكه انسانها را به سوى سعادت سوق دادند . چنان كه انسانهاى اهريمن صفتى هم وجود داشتهاند كه مانند چنگيز و نرون و اتيلا و ساير متفكرين فاسد الاخلاق و شهرت پرست جوامعى را به آتش كشيدهاند .
زيرا چنان كه در آينده بررسى خواهد گشت ، يك فرد انسانى اگر چه مولود محيط و ساختهء اجتماع خودش است ، و لكن با اين حال انسان است نه يك بوته گياه كه نتواند پس از ساخته شدن در عوامل خود تاثير و تصرف كند ، آرى او گياه نيست ، او انسان است ، جويبارى ديده مى شود كه از اقيانوس محيط و اجتماع جدا شده است ، ولى مى تواند همان اقيانوس را تيره و تار يا بر عكس بسيار عالى و زلال بسازد .
انسانى كه داراى ادب درونى است هر چند كه مرتكب تبه كارى شود ، هر چند كه خود را گاهى ببازد ، ولى بالاخره آن ادب روحى او را از سقوط نجات خواهد داد ، در داستان حر بن يزيد رياحى مى خوانيم كه اين مرد به عنوان مبارزه و گرفتن حسين بن على عليه السلام و سپردن آن به دست خونخواران تاريخ بشرى ( ابن زياد ) بيرون آمد ، در مقابل حسين عليه السلام قرار گرفت ، آن چنان كه دو دشمن خونى رو در روى همديگر مى ايستند ، هنگام نماز رسيد ، حسين عليه السلام فرمود : تو برو يك طرف با افراد خود نماز بگذار ،