تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٧ - مباحثى در جبر و اختيار
قرار مى گيرند ، به چنگ تشبيه كرده است كه مضرابش دست رهبران است اين تشبيه چه در غرب و چه در شرق به طور فراوان گفته شده است .
ولى مطلبى كه هست اين است كه هر اندازه كه نوازنده اين دستگاه ها هدف شهرت و مقام و ثروتش بيشتر باشد ، به همان اندازه كه نوازنده دستگاه موسيقى انسانى صداهاى مصنوعى بروز خواهد داد .
٣ - انعكاس فعاليتهاى وزير را در روان مسيحيان به انعكاس صدا در كوه تشبيه مى كند ، چنان كه انعكاس صدا در كوه بدون اختيار و باز دهندهء همان صدا است كه در وى پيچيده است ، بدون اين كه كوچكترين اختيارى در كوه بوده باشد همچنين انسانهاى سر سپرده به رهبر .
٤ - باز از نظر بىاختيار بودن پيروان در مقابل رهبران ، آنها را به شطرنج تشبيه مى كند كه هر چه در پيرو انجام مى گيرد ، و هر گونه تغييرات كه منجر به برد يا باخت مى گردد ، به اختيار بازى كننده مى باشد ، نه به اختيار آن چند عدد اجسام ناخود آگاه و بىاختيار .
٥ - بار ديگر انسان را به شير نقش شده در علم تشبيه مى كند كه هر گونه حركت در او ديده مى شود مربوط به بادى است كه آن را به حركت درمى آورد .
مباحثى در جبر و اختيار جلال الدين در اين ابيات مسئلهء جبر و اختيار را آغاز مى كند ، و در سراسر مثنوى اين مسئلهء معظم و با اهميت به طور فراوان مورد تذكر جلال الدين قرار خواهد گرفت . قضاوتهاى مردم در بارهء اين كه جلال الدين از دستهء جبريون يا اختياريون است مدتها است كه افكار را به خود مشغول ساخته است . و معمولًا در اين باره براى ترجيح نظريهء خود به چند بيت استشهاد كرده به گمان اين كه مقصود جلال الدين را درك كردهاند مسئله را پايان مى دهند . از آن جا كه ما در آينده با اين مسئله به طور فراوان روبرو خواهيم گشت ناچاريم در اين بحث اين مسئله را از نظر جلال الدين و ديگران مورد بررسى