تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٩١ - چگونه مى توان احساس كرد با اين كه ما در زندان بدن محبوسيم مستغرق لطف خداوندى هستيم ؟
ايده آل زندگى
تفسير ابيات
من نمى توانم بگويم : اين يك خيال محض است ، زيرا اگر چشيدن لذت كه ما آن را به هيچ وجه مانند يك نمود فيزيكى نمى بينيم خيال باشد ، اين پديدهء روانى و اين تلفيق هم خيال و وهم بود . اجازه بدهيد در اين مورد هدف زندگانى ايده آل را متذكر شويم ، تا ببينيم آيا اين حالت تلفيق روح با جهان هستى خيال است يا واقعيت دارد ؟
ايده آل زندگى « آرمانهاى زندگانى گذران را از چشمه سار حيات تكامل آبيارى كردن و شكوفا ساختن ، و انسان و جهان را در خود دريافتن ، و شخصيت انسانى را در حركت به سوى ابديت به ثمر رسانيدن » .
آرى انسان آن چنان عظمت روحى را مى تواند بر خود بگيرد كه تمام انسان و جهان را در خود ببيند ، و آن را دريافت كند . آيا چنين نيست كه عظماى مصلح انسانى تمام افراد انسانى را در خود مى يافتند ، و لذت و الم آنها را لذت و الم خود مى ديدند .
آيا چنين نيست كه هنرمندان حساس به وجود آورندهء آثار گرانبها ، طبيعت را در خود دريافت كردند و جهان را « اگر چه در حيطه كار خود » در درون خويش دريافتند .
بنا بر اين اگر ما بتوانيم اين عظمت روحى را پيدا كنيم ديگر به قول جلال الدين براى ما زندان و پرواز از زندان تفاوتى نخواهد كرد .
تفسير ابيات بازرگانى بود و يك طوطى در قفس داشت ، اين بازرگان براى تجارت رهسپار هندوستان مى شود ، تمام وابستگانش دور او را مى گيرند ، بازرگان به آنها مى گويد : براى شما از اين سفر چه تحفه بياورم ؟ هر يكى خواستهء خود را به او ابراز مى كند ، آن بازرگان نيكو هم براى آنها وعده مى دهد كه خواسته آنها را تحصيل خواهد كرد .
نوبت به طوطى محبوس مى رسد ، به طوطى مى گويد ، تو چه تحفه اى