تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٧ - تفسير ابيات
مقرر شدن ترجيح جهد بر توكل
تفسير ابيات
مقرر شدن ترجيح جهد بر توكل
((٩٩٣)) روبه و آهو و خرگوش و شغال جبر را بگذاشتند و قيل و قال
((٩٩٤)) عهدها كردند با شير ژيان كاندر اين بيعت نيفتد در زيان
((٩٩٥)) قسم هر روزش بيايد بىضرر حاجتش نبود تقاضاى دگر عهد چون بستند و رفتند آن زمان سوى مرعى ايمن از شير ژيان جمع بنشستند يك جا آن وحوش اوفتاده در ميان جمله جوش هر كسى تدبير و رائى مى زدى هر كسى در خون هر يك مى شدى عاقبت شد اتفاق جمله شان تا بيايد قرعهاى اندر ميان
((٩٩٦)) قرعه بر هر كه اوفتد او طعمه است بىسخن شير ژيان را لقمه است هم بر اين كردند آن جمله قرار قرعه آمد سر به سر را اختيار قرعه بر هر كه اوفتادى روز روز سوى آن شير او دويدى همچو يوز
((٩٩٧)) چون به خرگوش آمد اين ساغر به دور بانگ زد خرگوش آخر چند جور
تفسير ابيات تمام حيوانات هنگامى كه استدلالات شير را ديدند ، جبر بازى را كنار گذاشتند ، و با شير عهد و قرار داد بستند كه هر روز مرتب قسمت غذاى او را برسانند ، به طورى كه ديگر تقاضايى از او نماند . پيمان چنين بود كه هر روز يكى از آن حيوانات با اختيار خود براى غذاى شير ، خود را آماده بسازد و برود و شير او را غذاى خود قرار بدهد . آمدند و نشستند ، هر يك از حيوانات مى گفت : نوبت تست و مرگ خود را