تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٣ - تفسير ابيات
« اگر امر مقتضى است كه فيلسوفى كنيم بايستى فيلسوفى كرد ، و اگر امر مقتضى نيست براى فلسفه گويى باز بايستى فلسفه بگوييم تا اثبات كنيم كه مقتضى براى فلسفه گفتن وجود ندارد » .
تفسير ابيات شير به حيوانات مى گويد : آرى ، و ليكن خوب است كه كوشش و مجاهدت انبياء و اولياء را هم به ياد بياوريم ، و متوجه شويم كه چگونه در اين دنيا نيكو كاران و مردان الهى هميشه كار و تقلا كردند . از آن جهت كه آنان مطابق خواستهء خداوندى نيروها را به كار انداختند ، خدا هم كوششهاى آنها را به نتيجه رسانيد .
هر چه ناملايمات ديده بودند ، براى آنان اندوختهء روحانى گشت آنان هم در اين دنيا مانند ديگران چاره جويىها كردند ، ولى چاره جوييهاى آنان براى هدفهاى با عظمت و با وسيله هاى شايسته بود ، زيرا آنان كه روحشان ظريف بود ، كارهاى آنان نيز ظريف بود . آنان دام مى افكندند [١] ، ولى دام آنها شكارهاى ملكوتى مى گرفت ، هر چه كه براى اهل دنيا نقص جلوه مى كرد براى آنها در واقع فزونى بود ، يا هر چه كه به اقتضاى بشرى در آنها نقص و كاهش مى نمود ، به جهت مجاهدتهاى شبانه روزىشان افزونى مى گشت .
اى مرد بزرگ تا مى توانى در طريق انبياء و اولياء مجاهدت نما .
تا رسد دستت به خود شو كارگر چون فتى از كار خواهى زد بسر
[١] اين دام كه جلال الدين در بيت فوق مى گويد ، اشاره به آن بيت معروف است كه مى گويد : كل من فى الوجود يطلب صيدا * انما الاختلاف فى الشبكات ( هر كس كه در عالم وجود است در جستجوى شكارى است فقط اختلاف در دامهاست ) دامهاى انبياء وسايل الهى براى هدفهاى الهى است . .