تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٢ - نظرى در وحدت موجود و وحدت وجود
نشان داده شده است كه در كتب شرقى و غربى به طور فراوان بررسى شده است ، مخصوصاً فلاسفه ى شرق در اين مسئله نهايت كوشش و فعاليتهاى مغزى زيادى به كار بردهاند .
استاد بزرگ فلسفهء شرق مرحوم آقا ميرزا مهدى آشتيانى در باره وحدت ( به طور عمومى يعنى وحدت وجود و وحدت موجود ) تا چهل و هشت نظريه به دست آورده آن را در رسالهاى مورد بررسى قرار دادهاند ، اين رساله را بعضى از دوستان دانشمند ما زياد جستجو كردند ، حتى كتابخانهء مرحوم آشتيانى را دقيقاً فحص كردهاند ولى پيدا نشده است .
مرحوم آشتيانى شماره اين نظريات را در كتاب « اساس التوحيد » بدين ترتيب بيان كرد :
« ولى سباحين درياى لا يتناهاى وحدت و سياحين بيداء بىمنتهاى معرفت توحيد ، عامى را به سى و شش قسم و اقسام ديگر را به دوازده قسم تقسيم نمودهاند كه ما در رسالهء وحدت وجود به آن اقسام اشاره خواهيم نمود » [١] ما در اين مبحث چند نظريهء اساسى را در بارهء « وحدت » بيان مى كنيم ، البته با دقت در اين نظريات مى توان بقيهء نظريات را هم تا حدودى احساس كرد :
١ - وحدت موجود - اين نظريه مى گويد : تمام موجودات جهان هستى از كوچك و بزرگ ، متحرك و ساكن ، گذشته و حال و حاضر ، در هر شكل و هر صورتى بوده باشد يك موجود بيشتر نيست ، موجوداتى كه به نظر ما گسيخته و مجزا از يكديگر ديده مى شوند مربوط به حواس ما است . و مادامى كه در همين حواس طبيعى گرفتاريم ، نمى توانيم اين وحدت را آن چنان كه شايسته است درك كنيم ، براى قابل هضم ساختن اين گونه وحدت با تكثرات محسوسى كه مشاهده مى گردد تشبيهات فراوانى بيان كردهاند از آن جمله :
[١] اساس التوحيد ، ميرزا مهدى آشتيانى ، ص ٤٤٩ . .