تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٣٢ - تفسير ابيات
٤ - تكرار و استمرار اين حال است كه موجب لذت بيشترى مى گردد ، و اين مرحله در نتيجهء زيادى رياضت و تزكيه نفس پيش رفت مى كند .
٥ - سپس اين حالت آن اندازه دوام و استمرار پيدا مى كند كه ديگر براى نمودار شدن آن حال لذت بخش احتياجى به توجهات معين پيدا نمى كند ، از انگيزه هاى متفرقه هم مى تواند به جانب قدس الهى بگرايد ، تدريجاً و با پيش رفت اين حال حق جل و علا را در همه اشياء مى بيند .
٦ - در مرحله فوق هنوز انگيزهاى ايجاد كننده يا نابود كننده حال در او تأثير مى بخشد ، و هر يك به نوبت خود مى تواند حال را از او بگيرد ، يا آرامش او را به هم بزند و در او حال ايجاد كند .
ولى هنگامى كه رياضت بيشتر طول بكشد ، ديگر انگيزه ها حالت موقت بودن را از دست داده ، به مرحلهاى مى رسد كه « اوقات » يا حال به آرامش مبدل مى گردد ، بارقه هاى زود گذر و ناچيز به روشنايى آشكارى تبديل مى شود . معرفت ثابتى بر او دست مى دهد ، گويى از يك صحبت دائمى با حق بهره مند گشته است .
از به جهت و سرور اين صحبت كاملًا بهره مى برد . و هنگامى كه اين آرامش و اين توجه از او زائل مى شود ، مانند اين كه از اوج عالى رو به پايين نزول كند در حال تأسف و تحير بر مى گردد .
٧ - تا مرحله فوق كاملًا « خود » براى خويش آشكار نشده بود ، اكنون تدريجاً و با غوطه خوردن در اين مرحله از عرفان ، ظهور « خود » بر خويش تقليل پيدا مى كند ، او در حالى كه از صحنه ظاهرى طبيعت ، روح خود را غائب كرده است ، خود را حاضر مى بيند ، و در حالى كه كوچ كرده ايستاده به نظر مى رسد .
٨ - در اين مرحله ديگر از عنوان اوقات و حال گاه گاهى بالاتر رفته اين اين حالت عرفان را هر وقت بخواهد در خود درمى يابد ، يعنى تماس مستقيم با حق جلت عظمته در اختيار او قرار مى گيرد .
٩ - هنگامى كه رياضت به حد نصاب خود رسيد و نائل شد به آن چه كه مى خواست ،